Friday, 29 July 2011
Thursday, 28 July 2011
رحیمی معاون اول پاسدار احمدینژاد به دادگاه احضار شده است
در ادامه تشدید بحران در باند غالب نظام، یکی از افراد باند احمدینژاد فاش ساخت که رحیمی معاون اول او بهخاطر پرونده فساد مالی به قوه قضاییه رژیم احضار شده است اما بهدلیل وضعیت نظام، خبر آن را اعلام نکردهاند.
حسن الله وردینژاد گرداننده باندی به نام «حزب اسلامی رفاه ایران» گفت: «بنده اطلاع دارم که پرونده رحیمی که معاون اول رئیسجمهوری هم هست، در حال رسیدگی است و شاید صلاح نمیبینند که بهخاطر جایگاهش خبر مواخذه شدنش و رفت و آمدهایش به دادگاه رسانهیی شود. باید این را در نظر داشت که بعضی از مسایل با امنیت ملی گره میخورد و طبیعی است که به هر حال مصلحتسنجیهایی هم صورت بگیرد.
خاطرنشان میشود، پاسدار احمدینژاد گفته بود، کابینه او خط قرمز است و در صورت نقض آن تحمل نخواهد کرد.
حسن الله وردینژاد گرداننده باندی به نام «حزب اسلامی رفاه ایران» گفت: «بنده اطلاع دارم که پرونده رحیمی که معاون اول رئیسجمهوری هم هست، در حال رسیدگی است و شاید صلاح نمیبینند که بهخاطر جایگاهش خبر مواخذه شدنش و رفت و آمدهایش به دادگاه رسانهیی شود. باید این را در نظر داشت که بعضی از مسایل با امنیت ملی گره میخورد و طبیعی است که به هر حال مصلحتسنجیهایی هم صورت بگیرد.
خاطرنشان میشود، پاسدار احمدینژاد گفته بود، کابینه او خط قرمز است و در صورت نقض آن تحمل نخواهد کرد.
گسترش سرکوب بهخاطر وحشت رژیم از خیزشهای مردمی است
آخوند اژهای دادستان جنایتکار و سخنگوی قوه قضاییه رژیم آشکارا گفت که گسترش سرکوب و موج اعدام بهخاطر ترس از خیزش دوباره مردم و تأثیر پذیری از موج انقلاب منطقه است.
آخوند اژهای که در کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع درباره بررسی نحوه سرکوب مردم، صحبت میکرد، گفت: «با توجه به شرایط منطقه و فتنه ۸۸ و مشکلی که در ابتدای سال جاری پیش آمد، دشمن طمع پیدا کرده ممکن است بخواهد ناامنی در کشور را افزایش دهد و باید با توجه به آنچه در نظام جمهوری اسلامی ایران انتظار هست کمترین ناامنی هم وجود نداشته باشد، در این راستا تلاش مضاعفی داشته باشیم.
در همین حال، بروجردی رئیس کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع نیز خواستار شدت و بیرحمی در سرکوب شد و افزود:
«برخورد با اشرار باید یک، بیرحمانه باشد، دو، در ملأعام باشد، سه، شرایط زندان برای آنها بسیار سخت باشد، چهارم، احکام صادره در مورد آنها بسیار سریع و خارج از نوبت باید صادر شود».
آخوند اژهای که در کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع درباره بررسی نحوه سرکوب مردم، صحبت میکرد، گفت: «با توجه به شرایط منطقه و فتنه ۸۸ و مشکلی که در ابتدای سال جاری پیش آمد، دشمن طمع پیدا کرده ممکن است بخواهد ناامنی در کشور را افزایش دهد و باید با توجه به آنچه در نظام جمهوری اسلامی ایران انتظار هست کمترین ناامنی هم وجود نداشته باشد، در این راستا تلاش مضاعفی داشته باشیم.
در همین حال، بروجردی رئیس کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع نیز خواستار شدت و بیرحمی در سرکوب شد و افزود:
«برخورد با اشرار باید یک، بیرحمانه باشد، دو، در ملأعام باشد، سه، شرایط زندان برای آنها بسیار سخت باشد، چهارم، احکام صادره در مورد آنها بسیار سریع و خارج از نوبت باید صادر شود».
Friday, 15 July 2011
Thursday, 14 July 2011
حکم دادگاه اسپانیا علیه مالکی و احضار سه تن از جنایتکاران بهخاطر قتلعام ۱۹فروردین در اشرف
دادگاه از اد ملکرت نماینده ویژه دبیرکل مللمتحد در عراق و استراون استیونسون رئیس گروه رابطه با عراق در پارلمان اروپا؛ دعوت کرد شهادت بدهند
· مریم رجوی: مالکی هماکنون باید به محاصره و همه اقدامهای سرکوبگرانه در اشرف خاتمه بدهد. طبق حکم دادگاه و بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو، ایالات متحده مسئولیت دارد برای متوقف کردن شکنجه و خشونت و برای ممانعت از یک قتلعام دیگر، بلادرنگ حفاظت ساکنان اشرف را از دولت و نیروهای مهاجم عراقی پس بگیرد
دادگاه سراسری اسپانیا در حکم 20تیرماه (11ژوییه ۲۰۱۱) شکایت علیه آمران و عاملان قتلعام مجاهدان اشرف در روز 19فروردین را، که 36 شهید و 350 مجروح بر جای گذاشت، پذیرفت.
طبق این حکم، مالکی نخستوزیر عراق، به مجرد کنار رفتن از مقام نخستوزیری و سلب مصونیت قضایی، بهطور اتوماتیک به دادگاه احضار میشود. سپهبد غیدان، فرمانده نیروی زمینی ارتش عراق؛ که به دستور مالکی فرماندهی عملیات قتلعام در اشرف را در روز 19فروردین برعهده داشت، سرهنگ جنایتکار، عبداللطیف العنابی، فرمانده گردان سرکوبگر در اشرف؛ و نیز سرگرد جاسم التمیمی، برای روز 11مهر (سوم اکتبر ۲۰۱۱) به دادگاه احضار شدهاند. طبق فیلمها و اسناد موجود، تمیمی همان جنایتکاری است که در قتلعام 19فروردین شخصاً با تیراندازی مستقیم، شماری از ساکنان اشرف را هدف قرار داد و به قتل رساند.
دادگاه همچنین از آقای اد ملکرت نماینده ویژه دبیرکل مللمتحد در عراق و آقای استراون استیونسون رئیس هیأت رابطه با عراق در پارلمان اروپا، دعوت کرد در دادگاه شهادت بدهند.
این سومین و مهمترین حکم دادگاه اسپانیا، برای احضار جنایتکاران و قاتلان مجاهدان اشرف در دو سال گذشته است که 47تن از افراد حفاظتشده تحت کنوانسیون چهارم ژنو را کشتند. ۱۰۷۱تن از آنان را با تیر مستقیم یا نارنجک و تیغ و تبر مجروح کردند، از روی بدنهای آنها با زرهی عبور کردند و 36نفر را هم به مدت 72روز گروگان گرفتند. شماری از ساکنان اشرف نیز طی این مدت در اثر محاصره ضدانسانی پزشکی و دارویی درگذشتند.
دادگاه اسپانیا در روز 5آذر88 (26نوامبر۲۰۰۹)، نخستین شکایت را به استناد اصل صلاحیت جهانی برای پیگرد قضایی جنایت علیه بشریت و جنایتهای جنگی تحت کنوانسیونها و قانون بینالملل، پذیرفت.
ماده146 کنوانسیون چهارم ژنو تصریح میکند که کشورهای امضاکننده، وظیفه دارند به تحقیق، پیگرد قضایی و محکومیت اشخاصی بپردازند که مرتکب نقض جدی کنوانسیون شدهاند و «افراد متهم به ارتکاب یا دستوردهنده به ارتکاب تخلفات جدی را، مورد پیگرد قرار داده و آنها را در دادگاههای خود، صرفنظر از ملیت، به محاکمه بکشند».
سپس، دادگاه اسپانیا در 6دیماه و 26اسفند سال89، قتل و جنایت و شکنجه و وارد کردن خسارت به ساکنان اشرف را مصادیق « جنایت علیه جامعه بینالمللی، جنایت جنگی، و جنایت علیه حقوقبشر بینالمللی» شناخت.
دادگاه در حکم 6دیماه89 تصریح کرد: «جمهوری عراق در سال65 (۱۹۸۶)، برای اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران استاتوی ماورای سرزمینی بهرسمیت شناخت و ایالات متحده نیز در 12تیر83 (2ژوییه ۲۰۰۴) بر اساس اختیارات مشخص شده در قطعنامه۱۵۴۶ شورای امنیت ملل متحد، موقعیت افراد حفاظتشده بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو را در مورد آنان مورد تأیید قرار داد». دادگاه همچنین با استناد به ماده سوم مشترک در کنوانسیونهای ژنو، اقدامهایی را که موضوع شکایت در حمله به اشرف است، «رفتار غیرقانونی» از قبیل آنچه در سال79 در دادگاه بینالمللی در مورد یوگسلاوی سابق به ثبت رسیده، توصیف کرد که باید مورد تحقیق و پیگرد قضایی قرار بگیرد تا افرادی که مرتکب نقض جدی کنوانسیون ژنو شدهاند، مجازات شوند.
وزارتخارجه عراق در روز 10خرداد89 در یک پاسخ غیرقانونی به دادگاه، مدعی شد که دولت عراق خودش تحقیقات را انجام داده است! از اینرو، جنایتکاران احضار شده از حضور در دادگاه در زمانهای مقرر (17اسفند89 و 10خرداد90) خودداری کردند.
خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران، درباره سومین حکم دادگاه اسپانیا گفت: مالکی هماکنون باید به محاصره و شکنجه و همه اقدامهای سرکوبگرانه در اشرف خاتمه بدهد. طبق حکم دادگاه و بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو، ایالات متحده مسئولیت دارد برای متوقف کردن شکنجه و خشونت و برای ممانعت از یک قتلعام دیگر، بلادرنگ حفاظت ساکنان اشرف را از دولت و نیروهای مهاجم عراقی پس بگیرد.
خانم رجوی افزود: 300 بلندگو در اطراف اشرف بهطور شبانه روزی با صدای کرکننده به تهدید و اهانت و شکنجه روانی ساکنان اشتغال دارند. نزدیک به ۱۰۰۰ زن مسلمان هیچ امنیت و آسایشی ندارند. شش ماه است به دستور مالکی حتی یک قطره بنزین وارد قرارگاه نشده و دو ماه است که بر خلاف تمام توصیههای سازمان ملل نفت و گازوییل و هیچ سوخت دیگری به اشرف نیامده است. ممانعت از دسترسی آزادانه ساکنان اشرف به خدمات پزشکی جان صدها مجروح و بیمار را به خطر افکنده است.
تحقیقات مستقل و شفاف پیرامون قتلعام که درخواست جامعه بینالمللی و بهویژه خانم پیلای و خانم اشتون بود فراموش شده است. در شرایطی که ما راهحل پارلمان اروپا برای انتقال ساکنان اشرف به کشورهای ثالث را پذیرفته و به جریان انداختهایم، سفارت آمریکا در بغداد، رودرروی این راهحل، ساکنان اشرف را به یک راهحل فوقالعاده خطرناک که جابهجایی غیرقانونی به نقطه دیگری در داخل عراق است فرا میخواند و این، خواه و ناخواه، راه قتلعامهای بعدی را هموار میکند. درحالیکه ایالات متحده، بهخاطر مسئولیتهای غیرقابل انکارش در حفظ جان ساکنان اشرف، باید نخستین تحقیق کننده، حسابرس و پاسخگوی جنایتهای نیروهای عراقی باشد.
خانم رجوی افزود: بار دیگر تکرار میکنم مسأله اشرف و جلوگیری از کشتار ساکنان آن، آزمایشگاه همان ارزشهای جهانشمولی است که پرزیدنت اوباما خود را به آن متعهد کرده است. اشرف یک شاخص است که مردم ایران با آن قضاوت میکنند آمریکا در طرف کیست.
خانم رجوی به تأکید از دبیرکل ملل متحد، کمیسر عالی حقوقبشر و کمیسر عالی مللمتحد در امور پناهندگان خواست برای جلوگیری از یک فاجعه انسانی مداخله کنند و تیمهای ناظر مللمتحد را بدون تأخیر در اشرف مستقر کنند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
23تیر ۱۳۹۰ (14 ژوییه۲۰۱۱)
· مریم رجوی: مالکی هماکنون باید به محاصره و همه اقدامهای سرکوبگرانه در اشرف خاتمه بدهد. طبق حکم دادگاه و بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو، ایالات متحده مسئولیت دارد برای متوقف کردن شکنجه و خشونت و برای ممانعت از یک قتلعام دیگر، بلادرنگ حفاظت ساکنان اشرف را از دولت و نیروهای مهاجم عراقی پس بگیرد
دادگاه سراسری اسپانیا در حکم 20تیرماه (11ژوییه ۲۰۱۱) شکایت علیه آمران و عاملان قتلعام مجاهدان اشرف در روز 19فروردین را، که 36 شهید و 350 مجروح بر جای گذاشت، پذیرفت.
طبق این حکم، مالکی نخستوزیر عراق، به مجرد کنار رفتن از مقام نخستوزیری و سلب مصونیت قضایی، بهطور اتوماتیک به دادگاه احضار میشود. سپهبد غیدان، فرمانده نیروی زمینی ارتش عراق؛ که به دستور مالکی فرماندهی عملیات قتلعام در اشرف را در روز 19فروردین برعهده داشت، سرهنگ جنایتکار، عبداللطیف العنابی، فرمانده گردان سرکوبگر در اشرف؛ و نیز سرگرد جاسم التمیمی، برای روز 11مهر (سوم اکتبر ۲۰۱۱) به دادگاه احضار شدهاند. طبق فیلمها و اسناد موجود، تمیمی همان جنایتکاری است که در قتلعام 19فروردین شخصاً با تیراندازی مستقیم، شماری از ساکنان اشرف را هدف قرار داد و به قتل رساند.
دادگاه همچنین از آقای اد ملکرت نماینده ویژه دبیرکل مللمتحد در عراق و آقای استراون استیونسون رئیس هیأت رابطه با عراق در پارلمان اروپا، دعوت کرد در دادگاه شهادت بدهند.
این سومین و مهمترین حکم دادگاه اسپانیا، برای احضار جنایتکاران و قاتلان مجاهدان اشرف در دو سال گذشته است که 47تن از افراد حفاظتشده تحت کنوانسیون چهارم ژنو را کشتند. ۱۰۷۱تن از آنان را با تیر مستقیم یا نارنجک و تیغ و تبر مجروح کردند، از روی بدنهای آنها با زرهی عبور کردند و 36نفر را هم به مدت 72روز گروگان گرفتند. شماری از ساکنان اشرف نیز طی این مدت در اثر محاصره ضدانسانی پزشکی و دارویی درگذشتند.
دادگاه اسپانیا در روز 5آذر88 (26نوامبر۲۰۰۹)، نخستین شکایت را به استناد اصل صلاحیت جهانی برای پیگرد قضایی جنایت علیه بشریت و جنایتهای جنگی تحت کنوانسیونها و قانون بینالملل، پذیرفت.
ماده146 کنوانسیون چهارم ژنو تصریح میکند که کشورهای امضاکننده، وظیفه دارند به تحقیق، پیگرد قضایی و محکومیت اشخاصی بپردازند که مرتکب نقض جدی کنوانسیون شدهاند و «افراد متهم به ارتکاب یا دستوردهنده به ارتکاب تخلفات جدی را، مورد پیگرد قرار داده و آنها را در دادگاههای خود، صرفنظر از ملیت، به محاکمه بکشند».
سپس، دادگاه اسپانیا در 6دیماه و 26اسفند سال89، قتل و جنایت و شکنجه و وارد کردن خسارت به ساکنان اشرف را مصادیق « جنایت علیه جامعه بینالمللی، جنایت جنگی، و جنایت علیه حقوقبشر بینالمللی» شناخت.
دادگاه در حکم 6دیماه89 تصریح کرد: «جمهوری عراق در سال65 (۱۹۸۶)، برای اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران استاتوی ماورای سرزمینی بهرسمیت شناخت و ایالات متحده نیز در 12تیر83 (2ژوییه ۲۰۰۴) بر اساس اختیارات مشخص شده در قطعنامه۱۵۴۶ شورای امنیت ملل متحد، موقعیت افراد حفاظتشده بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو را در مورد آنان مورد تأیید قرار داد». دادگاه همچنین با استناد به ماده سوم مشترک در کنوانسیونهای ژنو، اقدامهایی را که موضوع شکایت در حمله به اشرف است، «رفتار غیرقانونی» از قبیل آنچه در سال79 در دادگاه بینالمللی در مورد یوگسلاوی سابق به ثبت رسیده، توصیف کرد که باید مورد تحقیق و پیگرد قضایی قرار بگیرد تا افرادی که مرتکب نقض جدی کنوانسیون ژنو شدهاند، مجازات شوند.
وزارتخارجه عراق در روز 10خرداد89 در یک پاسخ غیرقانونی به دادگاه، مدعی شد که دولت عراق خودش تحقیقات را انجام داده است! از اینرو، جنایتکاران احضار شده از حضور در دادگاه در زمانهای مقرر (17اسفند89 و 10خرداد90) خودداری کردند.
خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران، درباره سومین حکم دادگاه اسپانیا گفت: مالکی هماکنون باید به محاصره و شکنجه و همه اقدامهای سرکوبگرانه در اشرف خاتمه بدهد. طبق حکم دادگاه و بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو، ایالات متحده مسئولیت دارد برای متوقف کردن شکنجه و خشونت و برای ممانعت از یک قتلعام دیگر، بلادرنگ حفاظت ساکنان اشرف را از دولت و نیروهای مهاجم عراقی پس بگیرد.
خانم رجوی افزود: 300 بلندگو در اطراف اشرف بهطور شبانه روزی با صدای کرکننده به تهدید و اهانت و شکنجه روانی ساکنان اشتغال دارند. نزدیک به ۱۰۰۰ زن مسلمان هیچ امنیت و آسایشی ندارند. شش ماه است به دستور مالکی حتی یک قطره بنزین وارد قرارگاه نشده و دو ماه است که بر خلاف تمام توصیههای سازمان ملل نفت و گازوییل و هیچ سوخت دیگری به اشرف نیامده است. ممانعت از دسترسی آزادانه ساکنان اشرف به خدمات پزشکی جان صدها مجروح و بیمار را به خطر افکنده است.
تحقیقات مستقل و شفاف پیرامون قتلعام که درخواست جامعه بینالمللی و بهویژه خانم پیلای و خانم اشتون بود فراموش شده است. در شرایطی که ما راهحل پارلمان اروپا برای انتقال ساکنان اشرف به کشورهای ثالث را پذیرفته و به جریان انداختهایم، سفارت آمریکا در بغداد، رودرروی این راهحل، ساکنان اشرف را به یک راهحل فوقالعاده خطرناک که جابهجایی غیرقانونی به نقطه دیگری در داخل عراق است فرا میخواند و این، خواه و ناخواه، راه قتلعامهای بعدی را هموار میکند. درحالیکه ایالات متحده، بهخاطر مسئولیتهای غیرقابل انکارش در حفظ جان ساکنان اشرف، باید نخستین تحقیق کننده، حسابرس و پاسخگوی جنایتهای نیروهای عراقی باشد.
خانم رجوی افزود: بار دیگر تکرار میکنم مسأله اشرف و جلوگیری از کشتار ساکنان آن، آزمایشگاه همان ارزشهای جهانشمولی است که پرزیدنت اوباما خود را به آن متعهد کرده است. اشرف یک شاخص است که مردم ایران با آن قضاوت میکنند آمریکا در طرف کیست.
خانم رجوی به تأکید از دبیرکل ملل متحد، کمیسر عالی حقوقبشر و کمیسر عالی مللمتحد در امور پناهندگان خواست برای جلوگیری از یک فاجعه انسانی مداخله کنند و تیمهای ناظر مللمتحد را بدون تأخیر در اشرف مستقر کنند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
23تیر ۱۳۹۰ (14 ژوییه۲۰۱۱)
Saturday, 9 July 2011
ارژنگ داودی: معلوم نیست که اهالی قوم ولایت فقیه از چه جنس و جنی هستند
زندانی سیاسی ارژنگ داودی در دستنوشتهیی ماهیت رژیم ولیفقیه را اینگونه توصیف میکند:
«ترک، تاتار، تازی، مغول و هر قومی که به ایران حمله کرد، بعد از چند سال متحول شده و با فرهنگ والای ایرانی مأنوس گردید ولی معلوم نیست که اهالی قوم منحوس ولایت فقیهی از چه جنس و جنی هستند که بعد از ۳۳سال هنوز هم آدم نشدهاند». او همچنین از جنایتهای قرونوسطایی که در سلولها انفرادی بند ۱ زندان گوهردشت کرج بهصورت سازمانیافته علیه زندانیان بیدفاع بهکار برده میشود، پرده برمیدارد.
با یاد خدا،
آزادیخواهان جهان،
هممیهنان گرامی،
به یاد میآرم در سال ۱۳۵۹ در شهر اهواز جنجالی بپا شد چون استاندار وقت خوزستان به نام محمد غروی که گوی وقاحت را از ذیل کارگزاران رژیم ولایت فقیه ربوده بود، در یک سخنرانی در جمع مردم اهواز با گستاخی تمام به آنان گفت: که نگران نباشید چون ما کوروش، محله اعیاننشین اهواز را هم مثل آسیابآباد، محله فقیرنشین اهواز میکنیم؟
همان افراد یا بهزعم آن روزها مستضعفان که پای صحبت او بودند، با نومیدی متحیر شدند که این آقا برای آبادانی آمده یا برای ویرانگری؟ عرضه ندارد با این همه پول نفت محله آسیابآباد را بهتر از محله کوروش بسازد، چرا میخواهد آنجا را هم خراب کند و سراسر شهر را به خرابه تبدیل کند.
روز پنجشنبه ۲۹ /۲/90 که در سلول شماره ۲۲انفرادی سالن ۲ بند ۱ زندان گوهردشت محبوس بودم، به یکی از پاسدار بندها به نام حسن عظمتی که آمده بود یکی از زندانیان بختبرگشته را به حفاظت اطلاعات زندان ببرد، متذکر شدم که زمان زیادی از نوبت دستشویی زندانیان گذشته. ولی او با خونسردی خاص گفت: که فرجینژاد سرپرست حفاظت اطلاعات دستور داده که چون سلولهای انفرادی واقع در سالن ۲ بند ۱ برای زجرکش کردن زندانیان شاخدار یعنی متمرد و سرکش است و به همین دلیل سرویسهای بهداشتی آنها را کندهایم، آنها را نه به بهداری ببرید و نه به موقع به دستشویی ببرید بگذارید خودشان را خراب کنند تا آدم شوند و اگر کسی اعتراض کرد او را به اتاق خالی (اتاق شکنجه) ببرید و با باتون او را حسابی مشت و مال دهید و اگر هم اتفاقی افتاد من (فرجی نژاد) خود جوابگو هستم.
متأسفانه بهرغم گذشت ۳۳سال هنوز وحوش درک نمیکنند که افزایش روزانه انواع بحرانهای اجتماعی در کشور پیآمد غیرقابل انکار از تزریق همین رفتارهای غیرانسانی و ناهنجارهای روحی و روانی مجموعه کارگزاران رژیم بر پیکره اجتماعی یعنی مردم - زندانی و غیرزندانی. کارگزارانی که دارای چنان خصوصیت ویرانگری هستند که حتی قضای حاجت را که حق کلیه حیوانات هم هست از زندانیان دریغ میکنند.
… میگفت که مزدوران ولایت فقیه بهرغم اینکه از انواع رانتها از جمله رانتهای تحصیلی هم استفاده کرده و علیالظاهر عنوانهای دانشگاهی را یدک میکشند ولی هنوز انسانیت را با (عن) میبینند.
به پاسدار بند نامبرده که سعی میکرد با حالت چهره و لحن کلام ابراز تأسف مدره خود را از این وحشیگریها مبرا نشان دهد گفتم:
آیا این آقایان بعد از ۳۰سال زندانبانی یاد نگرفتهاند که زور نتیجه عکس میدهد؟
آیا زندانی کردن افراد و جداکردن آنها از خانواده، جامعه و… بهاندازه کافی کشنده نیست؟
آیا انتقال زندانی از بند عمومی و ایزوله کردن وی در یک سلول تنگ و تاریک که حتی فاقد سرویسهای بهداشتی است و اصطلاحاً به آن زندان در زندان میگویند شکنجه مضاعف نیست؟
هرچند که قضای حاجت بیشتر در توالتهای کریه سالن ۲ بند ۱ زندان گوهردشت که بوی گند قرونوسطایی را میدهد زجر دادن افراد نیست که تازه آن را هم از زندانی دریغ میکنند؟
حقیقت آن که لاجوردی معدوم که به تمام معنا یک بیمار روانی بود، جانی بالفطره بود، بیمارترین افراد را در سازمان زندانها بهکار گرفت و از آن جملهاند: دیوانگانی چون کولیوندها، نادری، بخشی، میرزایی، زانوسی، خاکی که بدون استثنا مبتلا به بیماری شدید و روانی هستند و حالا هم که پیر شدهاند آزار دادن و التماسهای آزار دیدن مردم برایشان بسیار لذتبخش و به نوعی تفریح، همچون سران رژیم حاکم که بدترین آزادیستیزان و مردمستیزان روح شیطانی آنها را ارضاء میکند… فرجینژادها که بر آن بیماران ریاست میکنند از چه قماش نامرغوبتر و بیمارتری هستند.
ترک، تاتار، تازی، مغول و هر قومی که به ایران حمله کرد بعد از چند سال متحول شده و با فرهنگ والای ایرانی مأنوس گردید ولی معلوم نیست که اهالی قوم منحوس ولایت فقیهی از چه جنس و جنی هستند که بعد از ۳۳سال هنوز هم آدم نشدهاند.
برای پیروزی بر نظام ستمشیخی ایرانیان جهان متحد شوید.
ارژنگ داوودی
تیرماه ۱۳۹۰.
«ترک، تاتار، تازی، مغول و هر قومی که به ایران حمله کرد، بعد از چند سال متحول شده و با فرهنگ والای ایرانی مأنوس گردید ولی معلوم نیست که اهالی قوم منحوس ولایت فقیهی از چه جنس و جنی هستند که بعد از ۳۳سال هنوز هم آدم نشدهاند». او همچنین از جنایتهای قرونوسطایی که در سلولها انفرادی بند ۱ زندان گوهردشت کرج بهصورت سازمانیافته علیه زندانیان بیدفاع بهکار برده میشود، پرده برمیدارد.
با یاد خدا،
آزادیخواهان جهان،
هممیهنان گرامی،
به یاد میآرم در سال ۱۳۵۹ در شهر اهواز جنجالی بپا شد چون استاندار وقت خوزستان به نام محمد غروی که گوی وقاحت را از ذیل کارگزاران رژیم ولایت فقیه ربوده بود، در یک سخنرانی در جمع مردم اهواز با گستاخی تمام به آنان گفت: که نگران نباشید چون ما کوروش، محله اعیاننشین اهواز را هم مثل آسیابآباد، محله فقیرنشین اهواز میکنیم؟
همان افراد یا بهزعم آن روزها مستضعفان که پای صحبت او بودند، با نومیدی متحیر شدند که این آقا برای آبادانی آمده یا برای ویرانگری؟ عرضه ندارد با این همه پول نفت محله آسیابآباد را بهتر از محله کوروش بسازد، چرا میخواهد آنجا را هم خراب کند و سراسر شهر را به خرابه تبدیل کند.
روز پنجشنبه ۲۹ /۲/90 که در سلول شماره ۲۲انفرادی سالن ۲ بند ۱ زندان گوهردشت محبوس بودم، به یکی از پاسدار بندها به نام حسن عظمتی که آمده بود یکی از زندانیان بختبرگشته را به حفاظت اطلاعات زندان ببرد، متذکر شدم که زمان زیادی از نوبت دستشویی زندانیان گذشته. ولی او با خونسردی خاص گفت: که فرجینژاد سرپرست حفاظت اطلاعات دستور داده که چون سلولهای انفرادی واقع در سالن ۲ بند ۱ برای زجرکش کردن زندانیان شاخدار یعنی متمرد و سرکش است و به همین دلیل سرویسهای بهداشتی آنها را کندهایم، آنها را نه به بهداری ببرید و نه به موقع به دستشویی ببرید بگذارید خودشان را خراب کنند تا آدم شوند و اگر کسی اعتراض کرد او را به اتاق خالی (اتاق شکنجه) ببرید و با باتون او را حسابی مشت و مال دهید و اگر هم اتفاقی افتاد من (فرجی نژاد) خود جوابگو هستم.
متأسفانه بهرغم گذشت ۳۳سال هنوز وحوش درک نمیکنند که افزایش روزانه انواع بحرانهای اجتماعی در کشور پیآمد غیرقابل انکار از تزریق همین رفتارهای غیرانسانی و ناهنجارهای روحی و روانی مجموعه کارگزاران رژیم بر پیکره اجتماعی یعنی مردم - زندانی و غیرزندانی. کارگزارانی که دارای چنان خصوصیت ویرانگری هستند که حتی قضای حاجت را که حق کلیه حیوانات هم هست از زندانیان دریغ میکنند.
… میگفت که مزدوران ولایت فقیه بهرغم اینکه از انواع رانتها از جمله رانتهای تحصیلی هم استفاده کرده و علیالظاهر عنوانهای دانشگاهی را یدک میکشند ولی هنوز انسانیت را با (عن) میبینند.
به پاسدار بند نامبرده که سعی میکرد با حالت چهره و لحن کلام ابراز تأسف مدره خود را از این وحشیگریها مبرا نشان دهد گفتم:
آیا این آقایان بعد از ۳۰سال زندانبانی یاد نگرفتهاند که زور نتیجه عکس میدهد؟
آیا زندانی کردن افراد و جداکردن آنها از خانواده، جامعه و… بهاندازه کافی کشنده نیست؟
آیا انتقال زندانی از بند عمومی و ایزوله کردن وی در یک سلول تنگ و تاریک که حتی فاقد سرویسهای بهداشتی است و اصطلاحاً به آن زندان در زندان میگویند شکنجه مضاعف نیست؟
هرچند که قضای حاجت بیشتر در توالتهای کریه سالن ۲ بند ۱ زندان گوهردشت که بوی گند قرونوسطایی را میدهد زجر دادن افراد نیست که تازه آن را هم از زندانی دریغ میکنند؟
حقیقت آن که لاجوردی معدوم که به تمام معنا یک بیمار روانی بود، جانی بالفطره بود، بیمارترین افراد را در سازمان زندانها بهکار گرفت و از آن جملهاند: دیوانگانی چون کولیوندها، نادری، بخشی، میرزایی، زانوسی، خاکی که بدون استثنا مبتلا به بیماری شدید و روانی هستند و حالا هم که پیر شدهاند آزار دادن و التماسهای آزار دیدن مردم برایشان بسیار لذتبخش و به نوعی تفریح، همچون سران رژیم حاکم که بدترین آزادیستیزان و مردمستیزان روح شیطانی آنها را ارضاء میکند… فرجینژادها که بر آن بیماران ریاست میکنند از چه قماش نامرغوبتر و بیمارتری هستند.
ترک، تاتار، تازی، مغول و هر قومی که به ایران حمله کرد بعد از چند سال متحول شده و با فرهنگ والای ایرانی مأنوس گردید ولی معلوم نیست که اهالی قوم منحوس ولایت فقیهی از چه جنس و جنی هستند که بعد از ۳۳سال هنوز هم آدم نشدهاند.
برای پیروزی بر نظام ستمشیخی ایرانیان جهان متحد شوید.
ارژنگ داوودی
تیرماه ۱۳۹۰.
Thursday, 7 July 2011
Wednesday, 6 July 2011
فراخوان سازمان مجاهدین خلق ایران درگرامیداشت ۱۸تیر
فراخوان سازمان مجاهدین خلق ایران درگرامیداشت ۱۸تیر
خروش آزادی با شعار «مرگ بر اصل ولایتفقیه»
هموطنان!
دانشجویان و جوانان دلیر و اشرفنشان!
در شرایطی که بحرانهای فزاینده در رأس حاکمیت تزلزل رژیم را در مرحله پایانی و سرنگونی هر روز بارزتر میکند، درگرامیداشت قیام 18تیر و با یاد شهیدان قیام آفرین، اشرفنشان به پاخیزید.
با خروش «مرگ بردیکتاتور» و «مرگ بر اصل ولایتفقیه» به دشمن نشان دهید که قیام اشرفنشان ملت ایران سر باز ایستادن ندارد.
نه سرکوب و جنایت از سوی حاکمیت و نه خاکستر تسلیم و خیانت، هرگز نمیتواند شعلههای این مقاومت را خاموش کند.
جوانان قیامآفرین ایران،
دانشجویانی که در سنگر آزادی یک لحظه از خروش باز نمیایستید،
به راه و رسم اشرف نگاه کنید که با دستهای خالی، توطئه شوم دو دیکتاتوری درهم میکوبند.
و به «صبا» ی شهید اشرف نگاه کنیدکه «تا به آخر میایستد» و جهانی را به ایستادگی برمیانگیزد؛
همچون گردهمایی عظیم پاریس با صدهزار پیام سرنگونی برای آخوندها،
و همبستگی جامعه جهانی با اشرف و مقاومت مردم ایران!
در بهار کشورهای عربی و در سقوط دیکتاتوریهای، دیکتاتور مفلوک به پایان محتوم مینگرد،
و شما جوانان آزادیخواه ایرانزمین به بهاران فروزان قیام تا پیروزی!
به یاد شهیدان و قیامآفرینان تیرماه78 در هر کجا و در هر فرصتی شعلههای خیزش و قیام را برافروزید.
مرگ بر خامنهای ـ درود بر رجوی
سلام بر خلق، سلام بر آزادی
سازمان مجاهدین خلق ایران
10تیر ۱۳۹۰
خروش آزادی با شعار «مرگ بر اصل ولایتفقیه»
هموطنان!
دانشجویان و جوانان دلیر و اشرفنشان!
در شرایطی که بحرانهای فزاینده در رأس حاکمیت تزلزل رژیم را در مرحله پایانی و سرنگونی هر روز بارزتر میکند، درگرامیداشت قیام 18تیر و با یاد شهیدان قیام آفرین، اشرفنشان به پاخیزید.
با خروش «مرگ بردیکتاتور» و «مرگ بر اصل ولایتفقیه» به دشمن نشان دهید که قیام اشرفنشان ملت ایران سر باز ایستادن ندارد.
نه سرکوب و جنایت از سوی حاکمیت و نه خاکستر تسلیم و خیانت، هرگز نمیتواند شعلههای این مقاومت را خاموش کند.
جوانان قیامآفرین ایران،
دانشجویانی که در سنگر آزادی یک لحظه از خروش باز نمیایستید،
به راه و رسم اشرف نگاه کنید که با دستهای خالی، توطئه شوم دو دیکتاتوری درهم میکوبند.
و به «صبا» ی شهید اشرف نگاه کنیدکه «تا به آخر میایستد» و جهانی را به ایستادگی برمیانگیزد؛
همچون گردهمایی عظیم پاریس با صدهزار پیام سرنگونی برای آخوندها،
و همبستگی جامعه جهانی با اشرف و مقاومت مردم ایران!
در بهار کشورهای عربی و در سقوط دیکتاتوریهای، دیکتاتور مفلوک به پایان محتوم مینگرد،
و شما جوانان آزادیخواه ایرانزمین به بهاران فروزان قیام تا پیروزی!
به یاد شهیدان و قیامآفرینان تیرماه78 در هر کجا و در هر فرصتی شعلههای خیزش و قیام را برافروزید.
مرگ بر خامنهای ـ درود بر رجوی
سلام بر خلق، سلام بر آزادی
سازمان مجاهدین خلق ایران
10تیر ۱۳۹۰
Subscribe to:
Posts (Atom)




