Saturday, 24 December 2011
Saturday, 17 December 2011
هزار نفر در ژنو با یک زنجیره انسانی، دفاتر کمیساریای عالی پناهندگان را به مرکز کمیساریای عالی حقوقبشر، وصل میکنند
وه چه نيروي شگفت انگيزي است
دستهايي كه به هم پيوسته است
فقط 13روز به پايان ضرب الاجل باقي مانده است لطفا براي دفاع از اشرفيهاي قهرمان پتيشن را امضا كنيد و دست از فعاليت و حمايتهاي خود برنداريد . زمان در حال گذر است و چيزي به پايان ضرب الاجل باقي نمانده است
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi
براي امضا تنها لايك كافي نيست, در قسمت چپ پتيشن ساين اين كنيد
دستهايي كه به هم پيوسته است
فقط 13روز به پايان ضرب الاجل باقي مانده است لطفا براي دفاع از اشرفيهاي قهرمان پتيشن را امضا كنيد و دست از فعاليت و حمايتهاي خود برنداريد . زمان در حال گذر است و چيزي به پايان ضرب الاجل باقي نمانده است
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi
براي امضا تنها لايك كافي نيست, در قسمت چپ پتيشن ساين اين كنيد
تلويزيون فرانسه: فراخوان جامعه جهاني - حفاظت اشرف
پتيشن ”براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران” را امضاء كنيد.
تا پايان ضرب الاجل 13 روز بيشتر باقي نمانده اين پتيشن را براي نجات جان اشرفيان امضاء كنيد.
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi
تا پايان ضرب الاجل 13 روز بيشتر باقي نمانده اين پتيشن را براي نجات جان اشرفيان امضاء كنيد.
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi
Thursday, 8 December 2011
بگوييد زنده باد خلق, سرنگون باد رژيم
الشعب يريد اسقاط الانظام
براي درهم شكستن دشواريها و زدودن تاريكي
بگوييد زنده باد خلق, سرنگون باد رژيم
اينك اين جوانان آزاده يكپارچه همچون امواج دريا شده اند
تا سرود روشني و عدالت و صلح را سر دهند
بيدار شويد, نشان دهيد كه دل و جرات داريد
بيدار شويد, نشان دهيد كه دل و جرات داريد كه در مقابل اين ديكتاتوري وحشي در ايران بايستيد
زمان در حال اتمام است به مماشات با اين رژيم سركوبگر و فاشيستي پايان بدهيد
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoiTuesday, 22 November 2011
پیام تسلیت رئیسجمهور برگزیده مقاومت بهمناسبت درگذشت بانوی حقوقبشر، خانم دانیل میتران
مریم رجوی: فرشته مقاومت و حقوقبشر، صدای خاموشی ناپذیر دفاع از سرکوب شدگان، یار بزرگ اشرف و مقاومت ایران، صدای وجدان فرانسه و حقوقبشر در جهان امروز، چشم از جهان فروبست.
دانیل میتران شریفترین سمبل دفاع از انسانیت و حقوقبشر در جهان امروز، صدای وجدان فرانسه و حامی بزرگ مجاهدان اشرف، چشم از جهان فرو بست.
این؛ سوگی بزرگ برای من است که یک خواهر دلسوز و یک تکیه گاه استوار را از دست دادهام و غمی پرسوز برای ساکنان محاصره شده اشرف که پیوسته از لطف و حمایت بیدریغ او برخوردار بودند.
زنی بزرگ و مادری دلسوز برای همه سرکوب شدگان و قربانیان بیعدالتی و مشعلی همیشه فروزان برای نیکان و فریادی همیشه بلند برعلیه همه زشتیها و بیعدالتیها. شعله زندگی زنی از تبار نیکان و پاکان و شجاعان خاموش شد، اما وجود، روح و ارزشها و آرمانهای او بیش از همیشه زنده و حاضر است.
فقدان او چقدر سنگین و دردناک است، اما یاد و خاطره او چقدر غرورآفرین و انگیزاننده است که میتوان و باید حتی تا آخرین نفس به مبارزه ادامه داد و حتی بستر بیماری و یا خستگی و کهولت، هیچگاه مانعی برای توقف او نبود.
زنی که از ۱۷ سالگی در صفوف مقاومت فرانسه علیه نازیها به نبرد برخاست و دفاع از آزادی و مقاومت و انسانیت، موضوع سراسر زندگیاش بود. چه آن زمان که در کنار همسرش فرانسوا میتران فقید در حال مبارزه سیاسی در فرانسه بود چه در زمانی که بانوی اول فرانسه شد و چه در واپسین سالهای حیات پربارش که با تأسیس بنیاد فرانس لیبرته به مبارزه پیگیر و شجاعانهیی برای حقوقبشر مشغول بود.
در ۳دهه گذشته هرگاه که مقاومت ایران آماج حمله و محاصره بود، دانیل میتران را در کنار خود یافت.
در سال ۱۳۶۳، وقتی که خمینی روزانه اعضای مجاهدین را صد صد و هزار هزار اعدام میکرد، دانیل در کنار مسعود حاضر شد و از حقوقبشر ایران دفاع کرد.
در دی ماه ۱۳۶۶ وقتی که پناهندگان ایرانی بهصورت توطئهآمیزی از پاریس به گابن تبعید شدند، او بهعنوان بانوی اول فرانسه در جمع اعتصاب غذا کنندگان حاضر شد و محبتهای خود را نثار کرد.
در وقایع شوم ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ وقتی که متحدان ملاها و مماشاتگران بر سر ما ریخته بودند، با شجاعتی بینظیر در اورسوراواز و در جمع متحصنان حاضر شد و به حمایت از مظلومان برخاست و همان جا بود که در برابر افترائات ناروا علیه جنبش مقاومت گفت: «برچسب سکت و فرقه علیه مجاهدین خندهدار است. من و همسرم زمانی تروریست خوانده میشدیم ولی بعداً او رئیسجمهور فرانسه شد و به من مدال افتخار دادند».
و صدای او از یاد نخواهد رفت که گفت: «من هر فرانسوی را فرامیخوانم که بهندای وجدان شهروندی خود گوش فرادهد و علیه این بیعدالتی که بهاین جنبش وارد آمده، سر بهشورش بردارد».
و از یاد نمیبریم که چگونه علیه برچسب ظالمانه تروریسم به مجاهدین برخاست. تا آن جا که با حضور در دادگاه لوکزامبورگ بر بیگناهی این جنبش گواهی داد.
کوششهای بیامان دانیل میتران در دفاع از اشرفیها او را در قلب مردم ایران جای داد. از سخنرانیها و پیامهایش در شورای حقوقبشر مللمتحد تا فعالیت او برای آزادی ۳۶ گروگان اشرفی در سال ۸۸ و آخرین پیامش در مهرماه گذشته که خطاب به اشرفیها گفت: «همه باید الگویی را که شما برای دفاع از ستمدیدگان ترسیم میکنید و پیام امیدی را که با خونتان خطاب به بشریت مینویسید همواره مد نظر داشته باشند».
نام دانیل میتران بهعنوان یک نام عزیز و پرافتخار و بهعنوان یک الگو و سرمشق جاودان در تاریخ آزادی و مقاومت ایران همیشه به یاد خواهد ماند.
فقدان دردناک این بانوی بزرگ را به فرزندان و نوهها و خانواده او، به مردم فرانسه و همه مدافعان حقوقبشر در سطح بینالمللی که از نزدیک از حمایت او برخوردار بودند و همه سرکوب شدگان در جهان و همچنین به مدیران و اعضای بنیاد خانم میتران بهخصوص میشل ژولی تسلیت میگویم.
دانيل ميتران بانوي اول سابق فرانسه در سن 87 سالگي صبح امروز در پاريس در گذشت
به گفته خبرگزاري فرانسه دانيل ميتران فعال و بانوي اول سابق فرانسه در سن 87 سالگي صبح امروز در بيمارستان ژرژ در پاريس در گذشت او در سال 1940 پس از اشغال فرانسه به عنوان يك پرستار در حالي كه تنها 17 سال داشت به مقاومت فرانسه پيوست
او در 27 اكتبر 1944 با فرانسوا ميتران كه عضوي از مقاومت فرانسه بود ازدواج كرد
در ماه مي 1981 فرانسوا ميتران به عنوان رئيس جمهور فرانسه انتخاب شد و او به بانوي اول فرانسه تبديل شد
اما با اين حال او از زندگي پر زرق و برق در كاخ اليزه اجتناب ميكرد و خودش را وقف فعاليتهاي حقوق بشري كرد
ياد او براي مقاومت ايران كه همواره پشتيبان آن بود و تمام مردم فرانسه گرامي باد
سمپوزيوم واشنگتن با حضور پروفسور آلن درشويتز برجسته ترين وكيل جنايي
!نه
هرگز شب را باور نكردم
چرا كه در فراسوي دهليزش به اميد دريچه اي دل بسته بودم
پتيشن ”براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران” را امضاء كنيد.
تا پايان ضرب الاجل 38 روز بيشتر باقي نمانده اين پتيشن را براي نجات جان اشرفيان امضاء كنيد.
4mihan.com :لينك پتيشن
Wednesday, 16 November 2011
نامه سناتور جان مک کین و سناتور لیندزی گراهام, به هیلاری کلینتون در رابطه با اپوزسيون ايران
پتيشن زير را امضاء كنيد و لينك آن را براي دوستان خود نيز ارسال كنيد.
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi
Tuesday, 15 November 2011
انعكاس مطبوعات سوئيس ازتحصن هواداران مقاومت درژنو
فرياد من بي جواب نيست، قلب خوب تو جواب فرياد من است.
پتيشن ”براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران” را امضاء كنيد.
Sunday, 13 November 2011
فريادايرانيان درسراسرجهان:مجاهد اشرفي حمايتت مي كنيم
در گوشه و كنار اين شوره زار ياس
چندين هزار جنگل شاداب ناگهان مي رويد از زمين ...
با امضاي اين پتيشن از پرچمداران شرف ايران و ايراني حمايت كنيم
چندين هزار جنگل شاداب ناگهان مي رويد از زمين ...
با امضاي اين پتيشن از پرچمداران شرف ايران و ايراني حمايت كنيم
Saturday, 12 November 2011
به ناوي پيلاي:بعداز200روزتحصن سكوت را بشكنيد
به ناوي پيلاي: بعداز200روز تحصن سكوت را بشكنيد
فراخوان به ناوي پيلاي كميسرعالي حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو دررابطه با اشرف
روزنامه تريبون دو ژنو چاپ سوئيس -10نوامبر 2011-19 آبان 1390
_________________________________________
وه چه نيروي شگفت انگيزي است
دستهايي كه به هم پيوسته است
پتيشن ”براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران” را امضاء كنيد.
Thursday, 10 November 2011
اكبر قهرماني ديگر از خانواده مددزاده
فرازی از زندگی جاودانهفروغ اشرف – مجاهد قهرمان اکبر مددزاده
تولد: ۱۳۵۶- جلفای آذربایجان
شهادت: ۱۹فروردین ۱۳۹۰- اشرف
در کار و مسئولیت شاخص است.
شاخص سرزندگی و تلاش در مناسبات است
در کار و مسئولیت و پیگیری شاخص است
با جمع یگانه است، حتی یک لحظهاش را در خودش نگهنمیدارد.
اینها جملاتی از گزارشهایی است که همرزمان اکبر مددزاده درباره او گفته و نوشتهاند، این توصیفات را همرزمان اکبر نه بعد از شهادت او که در شهریور ۸۹ در موردش گفتهاند. مجاهد دلیر و انقلابی پاکبازی که بهرغم سابقه نسبتاً کوتاه تشکیلاتیاش که از سال ۸۵ به اشرف آمده بود، همچون خواهرش مهدیه که در جمعه خونین ۱۹فروردین اشرف با هم پرواز کردند، به یک مجاهد و رزمنده تمامعیار تبدیل شده بود.
شاید این سرعت رشد به این خاطر باشد که اکبر بهرغم جوانی، سرد و گرم چشیده بود، نزدیک یک سال را در زندانها و شکنجهگاههای رژیم بهسر برده بود و مدتی هم در داخل کشور در ارتباط تشکیلاتی با مجاهدین فعالیت میکرد. از اینرو قدر آنچه را که یافته بود، خوب میدانست و حاضر بود که تمام وجود خود را برای حراست از آن فدا کند.
ایمان پولادین و عزم جزم اکبر که آن را با شهادت حماسیاش به اثبات رساند، در سوگندنامه او نیز میدرخشد. او مینویسد:
«تعهد میدهم و سوگند میخورم که تا آخرین قطره خونم و نفسم در این مسیر مستمر و استوار قدم بردارم و تا دینش هستم و اگر زمانه هزار مرتبه خطیرتر هم باشد، با اتکا به انقلاب خواهر مریم… استوارتر و پایدارتر هستم و تعهد میدهم همیشه مجاهدی صدیق بمانم و لحظهیی از آرمانم و هدفم که همان آزادی خلق قهرمان ایران از چنگال آخوندهای خونآشام هست، کوتاه نیایم…».
اکبر به راستی معنی حرفش و بهای تعهدش را تا بن استخوان میفهمید و در عمل نیز آن را به اثبات رساند. گویی این اکبر است که میخواند:
بهایش هرچه باشد میدهم, باخون برایش هرچه باشد میدهم ,من جان دهم
منم من اشرفی فرزند ایرانم رهم آزادی است و عشق من ایران است .
شهادت: ۱۹فروردین ۱۳۹۰- اشرف
در کار و مسئولیت شاخص است.
شاخص سرزندگی و تلاش در مناسبات است
در کار و مسئولیت و پیگیری شاخص است
با جمع یگانه است، حتی یک لحظهاش را در خودش نگهنمیدارد.
اینها جملاتی از گزارشهایی است که همرزمان اکبر مددزاده درباره او گفته و نوشتهاند، این توصیفات را همرزمان اکبر نه بعد از شهادت او که در شهریور ۸۹ در موردش گفتهاند. مجاهد دلیر و انقلابی پاکبازی که بهرغم سابقه نسبتاً کوتاه تشکیلاتیاش که از سال ۸۵ به اشرف آمده بود، همچون خواهرش مهدیه که در جمعه خونین ۱۹فروردین اشرف با هم پرواز کردند، به یک مجاهد و رزمنده تمامعیار تبدیل شده بود.
شاید این سرعت رشد به این خاطر باشد که اکبر بهرغم جوانی، سرد و گرم چشیده بود، نزدیک یک سال را در زندانها و شکنجهگاههای رژیم بهسر برده بود و مدتی هم در داخل کشور در ارتباط تشکیلاتی با مجاهدین فعالیت میکرد. از اینرو قدر آنچه را که یافته بود، خوب میدانست و حاضر بود که تمام وجود خود را برای حراست از آن فدا کند.
ایمان پولادین و عزم جزم اکبر که آن را با شهادت حماسیاش به اثبات رساند، در سوگندنامه او نیز میدرخشد. او مینویسد:
«تعهد میدهم و سوگند میخورم که تا آخرین قطره خونم و نفسم در این مسیر مستمر و استوار قدم بردارم و تا دینش هستم و اگر زمانه هزار مرتبه خطیرتر هم باشد، با اتکا به انقلاب خواهر مریم… استوارتر و پایدارتر هستم و تعهد میدهم همیشه مجاهدی صدیق بمانم و لحظهیی از آرمانم و هدفم که همان آزادی خلق قهرمان ایران از چنگال آخوندهای خونآشام هست، کوتاه نیایم…».
اکبر به راستی معنی حرفش و بهای تعهدش را تا بن استخوان میفهمید و در عمل نیز آن را به اثبات رساند. گویی این اکبر است که میخواند:
بهایش هرچه باشد میدهم, باخون برایش هرچه باشد میدهم ,من جان دهم
منم من اشرفی فرزند ایرانم رهم آزادی است و عشق من ایران است .
--------------------------------------------
زخمت دشتي است تا ارتفاع آفريدن
اين قاتلان موميايي از غروبهاي مرده فرو خواهند افتاد
زمان در دستان شناور ما منزل دارد .....
با امضاي اين پتيشن از پرچمداران شرف ايران و ايراني حمايت كنيم
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi
اين قاتلان موميايي از غروبهاي مرده فرو خواهند افتاد
زمان در دستان شناور ما منزل دارد .....
با امضاي اين پتيشن از پرچمداران شرف ايران و ايراني حمايت كنيم
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi
Wednesday, 9 November 2011
حماسه به تماشای حماسه رفت
نه شب بود و ماه، نه روز بود و آفتاب،
سپیده دمی قاب گرفته بود. که در آن بر دفتری میتوانستی سطرهایی از تاریخ شرف را بخوانی.
نام آنجا را از من نپرس که هیچ واژهای را به تنهایی یارای وصف آن نیست،
تنها میدانم که برای نامگذاریش، واژههای «ایستادگی» و «شرف» و «رزم» و «فدا» حرف اول خود را درهم آمیختند تا نام «اشرف» را بر آن دیار نهند.
دیگر برایم از حماسههای پرشکوه نگو که من آنروز «حماسه» را به تماشای حماسه نشاندم و دیدم که چگونه در حیرت از آنچه میدید، از خویش بیخویش، نام و نشان خود را هم فراموش کرده بود.
دیگر برایم از عشق و قصههای عاشقانه هم نگو که من «عشق» را به زیارتگاه عشق بردم و دیدم که بیکعبه و قبلهای با احرامی خونین بگرد میدان میگشت و یاران به خاک افتاده را در آغوش میگرفت و عاشقانه بر زخمهایشان بوسه میزد
و بر بالین شهیدان به خون نشسته به هنگام وداع،
یاران را بر رخساره، آمیزهای بود از اشک و لبخند،
اشک برای پاره تنی که از آنها جدا میشد،
و لبخند برای پیمانی که به آن وفا میشد
زمین خشک و تشنهی دشت، آنروز به خون ریخته از پیکر عاشقان بر دامانش میبالید،
و زمان،
اثر شکوهمندی را که در حال خلق شدن بود با ثانیهها و دقیقههای بیهمتایش ماهرانه رسم میکرد
تا تصویر حقیقی شرافت یک نسل، برای آیندگان مشعلی باشد و کتابی.
آنها حتی مرگ را هم شرمگین کردند و دیدم که چگونه آنروز بیآنکه کسی از او نامی ببرد، شرمسار در کنج دشت شقاوت نشسته بود و میگریست
و ملائک را دیدم که در سکوتی عمیق به تماشای آنچه در روز ازل از حقیقت انسان نمیفهمیدند نشسته بودند
و در پایان،
آنگاه که غبار مصاف فرو نشست تنها یک چیز درخشان بود
سیمای حقیقی انسان، و آن بهای گوهر آزادی که آفریدگار تنها لایق او دانست.
سپیده دمی قاب گرفته بود. که در آن بر دفتری میتوانستی سطرهایی از تاریخ شرف را بخوانی.
نام آنجا را از من نپرس که هیچ واژهای را به تنهایی یارای وصف آن نیست،
تنها میدانم که برای نامگذاریش، واژههای «ایستادگی» و «شرف» و «رزم» و «فدا» حرف اول خود را درهم آمیختند تا نام «اشرف» را بر آن دیار نهند.
دیگر برایم از حماسههای پرشکوه نگو که من آنروز «حماسه» را به تماشای حماسه نشاندم و دیدم که چگونه در حیرت از آنچه میدید، از خویش بیخویش، نام و نشان خود را هم فراموش کرده بود.
دیگر برایم از عشق و قصههای عاشقانه هم نگو که من «عشق» را به زیارتگاه عشق بردم و دیدم که بیکعبه و قبلهای با احرامی خونین بگرد میدان میگشت و یاران به خاک افتاده را در آغوش میگرفت و عاشقانه بر زخمهایشان بوسه میزد
و بر بالین شهیدان به خون نشسته به هنگام وداع،
یاران را بر رخساره، آمیزهای بود از اشک و لبخند،
اشک برای پاره تنی که از آنها جدا میشد،
و لبخند برای پیمانی که به آن وفا میشد
زمین خشک و تشنهی دشت، آنروز به خون ریخته از پیکر عاشقان بر دامانش میبالید،
و زمان،
اثر شکوهمندی را که در حال خلق شدن بود با ثانیهها و دقیقههای بیهمتایش ماهرانه رسم میکرد
تا تصویر حقیقی شرافت یک نسل، برای آیندگان مشعلی باشد و کتابی.
آنها حتی مرگ را هم شرمگین کردند و دیدم که چگونه آنروز بیآنکه کسی از او نامی ببرد، شرمسار در کنج دشت شقاوت نشسته بود و میگریست
و ملائک را دیدم که در سکوتی عمیق به تماشای آنچه در روز ازل از حقیقت انسان نمیفهمیدند نشسته بودند
و در پایان،
آنگاه که غبار مصاف فرو نشست تنها یک چیز درخشان بود
سیمای حقیقی انسان، و آن بهای گوهر آزادی که آفریدگار تنها لایق او دانست.
_____________________________________
مي رويم تا بكاريم گل سرخ و بكوبيم بر روي شب و بگوييم به شب, ما نويد سحر فرداييم.
پتيشن ”براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران” را امضاء كنيد.
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi
رئیسجمهور آمریکا وضعیت اضطراری در قبال رژیم ایران را تمدید کرد
بیانیه کاخ سفید- رئیسجمهور باراک اوباما، طی پیامی به کنگره آمریکا، ضمن تمدید وضعیت اضطراری ملی علیه رژیم ایران خاطرنشان کرد: روابط آمریکا و رژیم ایران به شرایط عادی باز نگشته و مفاد توافقنامه ۱۹ ژانویه ۱۹۸۱ (بیانیه الجزایر)، اجرا نشده است.در بیانیه کاخ سفید، رئیسجمهور آمریکا اعلام میکند: وضعیت اضطراری ملی به این دلیل در ۱۴ نوامبر ۱۹۷۹ وضع شد که حکومت ایران تهدیدی غیرمعمول و فوقالعاده متوجه امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد آمریکا میکرد. من این وضعیت اضطراری را نسبت به رژیم ایران برای ۱سال دیگر تمدید میکنم.
Sunday, 6 November 2011
نامه ۴۲نماینده کنگره آمریکا به دبیرکل ملل متحد برای حفاظت از اشرف و لغو ضربالاجل خودسرانه مالکی
مجلس نمایندگان آمریکا - واشنگتن، 3نوامبر ۲۰۱۱
دبیرکل محترم،
آقای بان کیمون،
ما توجه شما را به وضعیت حساس افراد مستقر در کمپ اشرف در عراق جلب میکنیم. همانطور که در جریان هستید، کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان شمار بسیار زیادی تقاضانامههای پناهندگی از ساکنان کمپ اشرف، محل استقرار ۳۴۰۰تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، دریافت کرده و طبق قوانین بینالمللی، ساکنان اشرف باید از حفاظتهای بنیادین امنیت و سلامت، شامل حفاظت از هرگونه اخراج یا جابهجایی به مکانی که ممکن است جانشان در خطر باشد، برخوردار باشند. اما دولت عراق به جای حفاظت از آنها، کمپ اشرف را بهطور مکرر مورد هجوم و تعرض مرگبار و اذیتو آزار قرار داده است.
بنابراین ما خیلی نگران هستیم که در صورت عدم واکنش فوری سازمان ملل، جنایت بزرگتری اتفاق بیفتد. دولت عراق یک ضربالاجل خودسرانه تا 3دسامبر ۲۰۱۱برای بستن کمپ اشرف در نظر گرفته است، درحالیکه کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگی قبلاً گفته است که این زمان برای طی کردن پروسه رسیدگی به تقاضانامههای پناهندگی کافی نیست. دولت عراق فوراً باید ضربالاجل را به تعویق بیاندازد.
از اینرو، ما از شما مصرانه میخواهیم فوراً مداخله کنید و مقر کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل و کمیساریای عالی حقوقبشر سازمان ملل را در اشرف برپا کنید تا در همکاری با بخش ویژه سازمان ملل در عراق بهطور تماموقت با تیم نظارت در کمپ اشرف، کار کند.
این میتواند برای رسیدگی به پرونده پناهندگی و پروسه آن، محیطی امن و مناسب و منظم ایجاد کند تا روند انتقال به کشور ثالث بتواند صورت بگیرد. آمادگی و مدیریت شما برای کمپ اشرف بسیار حیاتی است تا با جلوگیری از خونریزی، مأموریت بهخوبی انجام شود.
با نهایت تشکر و تقدیم احترام
نمایندگان کنگره:
اد تاونز، دموکرات از ایالت نیویورک، عضو ارشد کمیته تحقیقات کنگره آمریکا
قاضی تد پو، جمهوریخواه از ایالت تگزاس، عضو کمیته خارجی و عضو ارشد زیرکمیته تروریسم در کنگره آمریکا
استیو کوهن، دموکرات از ایالت تنسی، نایبرئیس زیرکمیته قانون اساسی در کمیته قضایی کنگره آمریکا
جان لوئیس، دموکرات از ایالت جورجیا، عضو رهبری حزب دموکرات، همرزم دکتر مارتین لوتر کینگ، ملقب به ”وجدان کنگره آمریکا“
دان لانگرین، جمهوریخواه از ایالت کالیفرنیا، رئیس کمیته اداری کنگره آمریکا و عضو کمیته امنیت داخلی کنگره آمریکا
باب فیلنر، دموکرات از ایالت کالیفرنیا، رئیس گروه پارلمانی حقوقبشر و دموکراسی در ایران در کنگره آمریکا
تام مککلینتاک، جمهوریخواه از ایالت کالیفرنیا، عضو کمیته بودجه کنگره آمریکا
لین وولسی، دموکرات از ایالت کالیفرنیا، عضو کمیته علوم کنگره آمریکا
فالاما وی یگا، دموکرات از ساموا، عضو ارشد کمیته خارجی کنگره آمریکا
لارا ریچاردسون، دموکرات از ایالت کالیفرنیا، عضو کمیته امنیت داخلی کنگره آمریکا
جیمز مکگاورن، دموکرات از ایالت ماساچوست، رئیس کمیسیون حقوقبشر کنگره آمریکا
لین وستمورلند، جمهوریخواه از ایالت جورجیا، عضو کمیته اطلاعات کنگره آمریکا
برد شرمن. دموکرات از ایالت کالیفرینا، عضو ارشد کمیته خارجی، نایبرئیس زیرکمیته تروریسم در کنگره آمریکا
اد رویس. جمهوریخواه از ایالت کالیفرنیا، رئیس زیرکمیته تروریسم در کمیته خارجی کنگره آمریکا
لی سی کلی، جمهوریخواه از ایالت میسوری، عضو کمیته مالی و کمیته تحقیقات کنگره آمریکا
پدرو پیر لوسی، دموکرات از جزیره پورتوریکو، عضو کمیته قضایی کنگره آمریکا
مایکل کاپوانو، دموکرات از ایالت ماساچوست، عضو ارشد مالی کنگره آمریکا
بابی راش، دموکرات از ایالت ایلینوی، عضو کمیته انرژی کنگره آمریکا
امانوئل کلی ور، دموکرات از ایالت میسوری، عضو کمیته مالی کنگره آمریکا
جین گرین، دموکرات از ایالت تگزاس از کمیته انرژی کنگره آمریکا
رائول گرای والا، دموکرات از ایالت آریزونا از کمیته فرهنگ کنگره آمریکا
جودی چو، دموکرات از ایالت کالیفرنیا، عضو زیرکمیته تروریسم کمیته قضایی کنگره آمریکا
دانا روهراباکر، جمهوریخواه از ایالت کالیفرنیا، رئیس زیرکمیته تحقیقات کمیته خارجی کنگره آمریکا
مایک کافمن، جمهوریخواه از ایالت کلرادو، عضو کمیته قوای مسلح کنگره آمریکا
ماریو دیازبالارت، جمهوریخواه از ایالت فلوریدا، عضو کمیته تخصیص بودجه کنگره آمریکا
دنیس کورزوزا، دموکرات از ایالت کالیفرنیا، عضو کمیته خارجی کنگره آمریکا
آل سی هیستینگ، دموکرات از ایالت فلوریدا، عضو کمیته روشها در کنگره آمریکا
مارتین هاینریک، دموکرات از ایالت نیومکزیکو، عضو کمیته قوای مسلح کنگره آمریکا
خانم نماینده لورتا سانچز، دموکرات از ایالت کالیفرنیا، عضو ارشد کمیته قوای مسلح کنگره آمریکا
پیت استارک، دموکرات از ایالت کالیفرنیا، عضو کمیته روشها در کنگره آمریکا
آستین اسکات، جمهوریخواه از ایالت جورجیا، عضو کمیته قوای مسلح کنگره آمریکا
کریستفر اسمیت، جمهوریخواه از ایالت نیوجرسی، عضو ارشد کمیته خارجی کنگره آمریکا
بارنی فرانک، دموکرات از ایالت ماساچوست، نایبرئیس کمیته مالی کنگره آمریکا
دن برتون، جمهوریخواه از ایالت ایندیانا، رئیس زیرکمیته اروپا در کمیته خارجی کنگره آمریکا
الینور هلمز نورتون، دموکرات از ایالت واشنگتن دیسی، عضو کمیته نظارت کنگره آمریکا
اندی هریس، جمهوریخواه از ایالت مریلند، عضو کمیته علوم و تکنولوژی کنگره آمریکا
کنی مرچنت، جمهوریخواه از ایالت تگزاس، عضو کمیته مالی کنگره آمریکا
راسکو بارتلت، جمهوریخواه از ایالت مریلند، عضو ارشد کمیته قضایی کنگره آمریکا
خانم نماینده جین اشمیت، جمهوریخواه از ایالت اوهایو، عضو کمیته خارجی کنگره آمریکا
جان کارتر، جمهوریخواه از ایالت تگزاس، عضو کمیته تخصیص بودجه کنگره آمریکا
اد مارکی، دموکرات از ایالت ماساچوست، عضو کمیته انرژی کنگره آمریکا
ماریو هینچی، دموکرات از ایالت نیویورک، عضو کمیته تخصیص بودجه کنگره آمریکا
===========================
پتيشن ”براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران” را امضاء كنيد.http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi
ما مي توانيم و بايد در مقابل ديكتاتوري آخوندي بايستيم و سرنگونش كنيم.
به قول شهيد قهرمان صبا كه در آخرين لحظات گفت: ما تا آخرش ايستاده ايم, ما تا آخرش مي ايستيم.
Saturday, 5 November 2011
حسین احمدی -دانشجوی جامعهشناسی در فرانسه -شهادت: فروردین ۱۳۹۰
فرازهایی از زندگی جاودانهفروغ اشرف، مجاهد قهرمان حسین احمدی جیحون آبادی
تولد: ۱۳۳۳- جیحون آباد – صحنه کرمانشاه
شهادت: فروردین ۱۳۹۰
با ۳۰سال سابقه مبارزاتی و دارای ۲فرزند
دانشجوی جامعهشناسی در فرانسه
در مسیر آشنایی با زندگی شهیدان گاه به نقاطی میرسیم که بیاختیار سکوت میکنیم. سکوتی که با هزار فریاد و شگفتی میآمیزد و تحسین هر ناظری را برمیانگیزد. زندگی مجاهد قهرمان حسین احمدی نیز آمیزه شورانگیزی از همین شگفتیهاست، مدار ستایشانگیزی از زلالی، ایمان، مجاهدت، پایداری و دست شستن سخاوتمندانه از همه چیز برای آزادی میهن و هم میهنانش. اینجا گردنههای سخت پیکار است. گلوگاه و دیوار بلندی که در نبرد فاتحان (۳۶ گروگان اشرفی) فرو ریخت. حسین احمدی یکی از سی وشش مجاهد قهرمانی بود که در حمله شش وهفت مرداد ۸۸ به اشرف توسط مزدوران مالکی به گروگان گرفته شد. همان قهرمانان که با اعتصابغذای هفتاد و دو روزه، که هفت روز آن اعتصاب خشک بود، با جانهای بیرمقشان دشمن را به شکست کشاندند و فاتحانه به اشرف برگشتند. حسین به همراه دیگر گروگانهای همرزمش به هنگامی که در همان روزها در زندان مالکی بود در نامهای از زندان خطاب به مسئولان و همرزمانش در اشرف نوشت:
«خوشحالم که از جانب شما و به نمایندگی از شما این فرصت را بهدست آوردیم که در صحنهیی دیگر شعله جنگ را به جان دشمن بیندازیم…».
حسین که در زمان انقلاب دبیرستان را بهپایان برده بود، در زادگاهش کرمانشاه مانند بسیاری از جوانان در جستجوی یافتن حقیقت بود، خیلی زود، به ماهیت پلید و ارتجاعی خمینی پی برد:
«در روزهای بعد از عید۵۸ فهمیدم که در وادی دیگر افتادیم و در همین زمان خودم را برای ادامه تحصیل در فرانسه آماده میکردم و هر وقت جهت کارهایم به تهران میرفتم سری به دانشگاه میزدم که درگیریهای طرفداران ارتجاع را با مردم میدیدم و بعد هم که در شهریور ۵۸ رفتم فرانسه…».
اما دوران آرامش دانشجویی و زندگی راحت در فرانسه زیاد طول نکشید و حسین با دیدن جنایتهای خمینی برخاست و تلاش کرد با عملش مرهمی بر زخمهای مردمش باشد:
«با شروع آشناییم با سازمان و ورود به سال ۶۰ و تظاهرات ۳۰خرداد و بالا رفتن فاصله و شکاف بین اسلام خمینی و اسلام مجاهدین و آشنایی بیشتر با سازمان و برادر، دیگر احساس میکردم به چیزی که تشنهاش بودم رسیدهام».
او دیگر در پوست خودش نمیگنجید و پس از سالها تلاش برای رسیدن به خط مقدم پیکار، خودش را به منطقه و ارتش آزادی رساند.
«عمیقاً اعتقاد دارم که این ارتش، این بازوی استوار خلق با رهبری آگاه و شایستهیی چون مسعود و مریم به امید صدساله مردم ایران جواب مثبت داده و خواهد داد. پس جان من دیگر چه ارزشی دارد؟ در برابر آزادی خلق ایران و نسلهای آینده و رهبرانم. امضا».
در نشست بزرگ فاتحان در اشرف، پس از پایان پیروزمند اعتصابغذای ۷۲روزه گفت:
«برادر یک چیزی بگم من نمیخواستم زیاد وقتتون رو بگیرم؛ من رفته بودم خوب، دنبال درس و اینها اصلاً کاری به این چیزها نداشتم بعد یکسر رفتم بهخاطر زبان سریعتر راه بیفتم رفته بودم مدرسه دور بودم بعد اومدم دانشگاه دیدم وضعیت اینجوریه اون ور تودهیی هست اون ور حزباللهی میز گذاشته بعد بچههای چپ هستند.
من سال آخرهای ۵۷بود رفتم ولی سال ۶۰بود برگشتم این فضا رو دیدم، بعد مجاهدین رو دیدم اصلاً مجاهدین چیز دیگری بودند مجاهدین فقط اسمشون رو شنیده بودم اون هم بعد از انقلاب بعدش من یک تظاهراتی بود یکی اومد کومله گفت تو هم کردی بیا با ما گفتم باشه من برام فرقی نمیکنه بعد یک دفعه دیدم میگن که مجاهدین دارند میآیند نیفتند جلو من انگار واقعاً شوکه شدم گفتم مگر این حرفها رو داریم همونجا قطع کردم رفتم توی مجاهدین همونجا هم اولش گفتم تو فقط دعا کن اگر هیچ کاری نمیکنی دعا کردم آخرش سر از اینجا درآوردم…».
مجاهد شهید حسین احمدی هرگز در تلاش برای آزادی و رهایی مردمش تردید نکرد و همانطور که خودش میگفت با گامهای استوار تا آخرین قطره خونش در مسیر سرنگونی برای آزادی مردمش جنگید:
«ثابت قدم و استوار با الگویی مانند رهبر تاریخی خود، پایمان را چون میخ در زمین میکوبیم و میکوبم و هدفی جز سرنگونی و
آزادی را مشروع نمیبینم…».
پتيشن ”براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران” را امضاء كنيد.
Friday, 4 November 2011
عفو بینالملل - اقدام فوری
عفو بینالملل - اقدام فوری
پناهجویان ایرانی در عراق در معرض خطر
عفو بینالملل
روز ۱۱آبان سازمان عفو بینالملل طی بیانیهیی برای ساکنان کمپ اشرف وضعیت اورژانس اعلام کرد. عفو بینالملل از دولت عراق میخواهد که این ضربالاجل برای بستن کمپ را تمدید نماید تا به کمیسیاریای عالی پناهندگان وقت کافی برای رسیدگی به تمام درخواستهای رسیده از کمپ اشرف را بدهد.
متن بیانیه:
عفو بینالملل
اقدام فوری
پناهجویان ایرانی در عراق در معرض خطر
بیش از ۳۰۰۰تن از پناهجویان ایرانی که در یک کمپ در عراق زندگی میکنند، در یک خطر جدی و نقض حقوقبشر، از جمله بازگشت اجباری به ایران، قرار دارند. مقامهای عراقی تصمیم دارند که کمپ را که در گذشته چند بار توسط نیروهای امنیتی عراقی مورد حمله قرار گرفته و دهها تن از افراد آن کشته و زخمی شدهاند، ببندند.
مقامهای عراقی بهطور علنی اعلام کردهاند که کمپ عراق جدید، واقع در ۶۰کیلومتری شمال بغداد که قبلاً به نام کمپ اشرف شناخته میشد را تا تاریخ ۳۱دسامبر امسال خواهند بست. این کمپ متعلق به تقریباً ۳۲۵۰تن از پناهجویان ایرانی است که طی ۲۵سال گذشته در عراق زندگی کردهاند. مقامهای عراقی بارها مخالفت خود را با ادامه وجود این کمپ اعلام کردهاند. این کمپ بارها توسط نیروهای امنیتی عراق مورد حمله قرار گرفته است که تازهترین آن در آوریل ۲۰۱۱ بود که منجر به کشته شدن دهها تن از ساکنان و زخمی شدن بقیه گردید. ساکنان کمپ نگران این هستند که در صورتی که طرح بسته شدن کمپ پیش برود، آنها در معرض استفاده بیش از حد از زور قرار خواهند گرفت.
کمیساریای عالی پناهندگان مللمتحد در روز ۱۳سپتامبر ۲۰۱۱ در یک بیانیه اعلام کرد که درخواست پناهندگی تعداد زیادی از ساکنان کمپ را دریافت کرده است و روندی را آغاز نموده است که آنها را تکبهتک مورد بررسی قرار دهد. در همین بیانیه کمیسیاریای پناهندگی بر اهمیت اینکه مصاحبهها با ساکنان کمپ باید در یک مکان امن، بیطرف و مخفی صورت بگیرد، تأکید کرده است.
عفو بینالملل از دولت عراق میخواهد که این ضربالاجل برای بستن کمپ را تمدید نماید تا به کمیسیاریای عالی پناهندگان وقت کافی برای رسیدگی به تمام درخواستهای رسیده از کمپ عراق جدید، بدهد.
لطفاً فوری به زبان انگلیسی یا عربی نامه بنویسید:
ـ از مقامهای عراقی بخواهید که از هرگونه ورود قهرآمیز بیشتر به داخل کمپ و نقض حقوقبشر علیه ساکنان کمپ، از جمله اخراج اجباری آنها به ایران، خودداری نمایند.
ـ از دولت عراق بخواهید که ضربالاجل بستن کمپ را به تعویق بیندازد.
ـ از دولت عراق بخواهید که مکان مناسبی برای انجام مصاحبههای پناهندگی که در آن مصاحبهها بتواند به شکل امن برگزار شده و از جمله حفاظت ساکنان کمپ اشرف، هم هنگام رفتن به مکان مصاحبه و هم بازگشت از آن تضمین شود، پیدا نماید.
ـ از دولت عراق بخواهید که نتایج تحقیقات خود در مورد حمله ماه آوریل به ساکنان کمپ را در اختیار عموم قرار دهد.
لطفاً درخواستها را قبل از ۳۱دسامبر ۲۰۱۱ به سفارت عراق یا نمایندگیهای دیپلوماتیک آن در کشورتان ارسال نمایید و از آنها بخواهید که آن را برای آدرسهای زیر ارسال نمایند:
نخستوزیر عراق، نوری کامل المالکی
رئیسجمهور، جلال طالبانی
وزیر خارجه، هوشیار زیباری.
===============================
پتيشن ”براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران” را امضاء كنيد.
Thursday, 3 November 2011
مگه میشه در مقابل خون شهدای قیام خاموش نشست
فرازهایی از زندگی جاودانهفروغ اشرف، شهید مجاهد خلق بهمن عتیقی
تولد: یکم اردیبهشت ۱۳۵۲ – بندر ماهشهر
شهادت: سوم اردیبهشت ۱۳۹۰
پیوستن به ارتش آزادیبخش ملی ایران: ۲۳خرداد ۱۳۷۶
«مگه میشه در مقابل خون شهدای قیام خاموش نشست. مگه میشه در مقابل خون ۱۲۰هزار شهید سکوت کرد و به این رژیم پلید تن داد». - از گفتههای مجاهد قهرمان بهمن عتیقی
ستاره خونین سی و پنجم از جاودانه فروغهای اشرف، قهرمان خلق، بهمن عتیقی بود، که ظهر روز سوم اردیبهشت۹۰ در بیمارستان شهر بعقوبه بهشهادت رسید.
مجاهد قهرمان، بهمن عتیقی، زاده دلیر مردم ماهشهر، فرزند مردمان محروم و زحمتکش جنوب، از جوانان پرشوری بود که پس از چشیدن طعم رنج و مشاهده دردهای خلقش، در سال ۷۶ به ارتش آزادی پیوست تا بهعنوان یک رزمنده پرشور با قافله آزادی میهن در مسیر رهاندن وطن از چنگال ولایت پلید آخوندهای خونریز و مستبد، همراه و همسفر شود.
بهمن خود لحظه پیوستن به مجاهدین را اینطور گفته است:
«از سال ۷۴ سازمان را شناختم. چون کم و بیش سیمای مقاومت را میگرفتم. … در تاریخ 23/3/76 از ماهشهر همراه با دو سه نفر از دوستانم به آبادان رفتیم و… از مرز گذشتیم و به مجاهدین وصل شدیم».
او آمده بود تا به دریای خروش و انقلاب وصل شود.
یک همرزمش که از کودکی با بهمن همراه بوده و با هم بهسمت اشرف حرکت کردند، لحظه انتخاب بهمن برای اشرفی شدن را این طور توصیف کرده است:
وقتی به او گفته شد آیا حاضری به اشرف و به مجاهدین بپیوندی بدون مکث گفت آری و با جان و دل پذیرفت. روز جمعه ۲۲خرداد ماه ۱۳۷۶ساعت ۰۸۳۰ یا ۰۹۰۰ صبح بود که مادرم گفت بهمن و رسول (مجاهد شهید رسول قنواتی) با تو کار دارند، وقتی آمدم، اول بهمن را دیدم، بهمحض اینکه مرا دید حتی سلام نکرد و بلافاصله گفت کی حرکت میکنیم، در لحظه مکث کردم که ببینم واکنش او چیست بعد گفتم وقت زیاد داریم، بهمن گفت من از دیشب خوابم نبرد، وقتی شنیدم که میتوانم به اشرف بروم انگار دنیا را بهم دادند، او خیلی خوشحال بود مثل پرندهای که از قفس آزادش کرده باشند، هنوز برق چشمانش در خاطرم نقش بسته، به او گفتم میدانی کجا داریم میرویم؟ گفت آره آنجائیکه سالیان آرزویش را داشتم.
بهمن همانقدر که بهمجاهدین و بهآزادی مردمش عشق میورزید، نسبت بهنظام ننگین ولایتفقیه و خمینی خونآشام خشمگین و پرکینه بود.
همان همرزم همراهش در این مورد این طور نوشته:
یک روز به من گفت، شیرینترین لحظه زندگیم وقتی بود که نوشتم مرگ بر خمینی، چون مسبب تمام بدبختیهای مردم همین حیوان (خمینی) درنده و کثیف است، او به راستی تمام رذائل هستی را در رو ح پلید خمینی میدید و نام خمینی برایش تجسم درد و رنج یک خلق در زنجیر بود.
مجاهد قهرمان بهمن عتیقی، یک بار در جمع همرزمانش در اشرف، روایت سوگند و عهد و پیمان در مسیر مبارزهاش را اینطور تعریف کرد:
«راستش سال ۸۰ بود که رفتیم پیش خواهر و برادر بودند، سوگند عضویت خوردیم… الآن که بچهها لحظههایشان را گفتند که رفتیم پیش رهبری همین را میخواستم بگویم، وقتی رفتم، برگهام را که تحویل دادم، سوگندم را که خوردم خواهرمریم ایستاده بود، چند قدم آنطرف هم برادر ایستاده بود داشت با بچهها صحبت میکرد، پیش خواهرمریم که رفتم بهش تعهد دادم که سراین موضوع بایستم، پیش برادر هم که رفتم، بهش گفتم که میخواهم حامل ارزشهای مجاهدی بشم بتونم اونو تو خودم احیا بکنم، بعد گفتم تا آخرش، تا دینش هستم و هیچوقت ازش کوتاه نمیآیم، این ارزشهایی است که راحت بهدست نیاوردم»
شور تبدیل شدن به مجاهدی پرتوان، بهمن فروتن و خاکی را سرشار از عشق بهمردم و پر از حس رهایی کرده بود:
« برای چندمین وچندمین بار منتی که سازمانم بر سرم گذاشت و من را لایق این جنگ دانست، خدا را شکر میکنم. و با تمام وجود و از روی اوج و قله مجاهدت و خوشحالی تمام، انتخاب میکنم که در رکاب رهبری آرمانی و عقیدتی خودم، برادر مسعودو خواهر مریم، برای محقق کردن این ایدئولوژی پاک، که از برادر نشأت گرفته است بجنگم و …تا آخرین نفس وقطره خون با روی گشاده استقبال کنم و خواهان آن باشم و دیگر هیهات… بهمن عتیقی 21/1/88»
رهبر مقاومت، مسعود رجوی روز سوم اردیبهشت ۹۰ با اطلاع از شهادت مجاهد قهرمان بهمن عتیقی در بیمارستان بعقوبه عراق، در این باره چنین گفت:
«بهمن یکی از ۱۸ مجاهدی بود که در صحنه مجروح و بیهوش و توسط وحوش عراقی به گروگان گرفته شدند. اما زخم او بقدری شدید بود که ناگزیراو را به بیمارستان بعقوبه فرستادند.
گلوله به ستون فقرات خورده و نخاع را قطع و وارد شکم شده بود. پس از چند عمل جراحی دچار تشنجات شدید شد. علاوه بر این در اثر ضربات پسر خوانده ولیفقیه ارتجاع در عراق، احتمال مننژیت میرفت. آنگاه لختههای خون در عروق پا بر وخامت حالش افزود و سرانجام، به گفته پزشکان، در اثر آمبولیریه جان سپرد.
درخواستهای مکرر در مکرر برای انتقال به بیمارستان نیروهای آمریکایی در ۲هفته گذشته، که سازمان ملل روز بروز در جریان قرارگرفته است، بیجواب ماند».
بیتردید، سرخی خون مجاهد قهرمان بهمن عتیقی، پرچم هیهات اشرفیان را در جنگ صد برابر گلگونتر و عزم فرزندان ایران را
برای سرنگونی رژیم پلید ولایتفقیه حداکثر خواهد کرد.
آن عاشقان شرزه كه با شب نزيستندرفتند و شهر خفته ندانست كيستـــند
پتيشن ”براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران” را امضاء كنيد.
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi
Tuesday, 1 November 2011
شهادت شهناز پهلواني پرستار مبارز و دلسوز- فروردين 90
شکر نعمت وصل
تولد: 1340- رامهرمز
شهادت: ۱۹فروردین ۱۳۹۰- اشرف
سالها در پی وصل بهسرچشمه بود، وقتی بهاشرف رسید، احساس قطرهیی را داشت که به دریا پیوسته است. شکر نعمت وصل را میشد در شور و اشتیاقش برای کار و مسئولیت و بهمیدان شتافتن دید که پرشکوهترین فرازش در روز ۱۹فروردین بود.
شهناز پهلوانی، زن مجاهدی که برای وصل سیر و سلوکی سخت و طولانی را طی کرده بود، اکنون در وصل خود جاودانه شده است. او خود درباره مسیری که تا وصل بهمجاهدین و رسیدن بهاشرف طی کرده نوشته است:
«من در خانوادهیی مذهبی یا بهعبارتی متعصب که اسلام را تقلید کورکورانه از آخوندها و خم و راست شدن بدون مفهوم روزانه که نماز نامیده میشد، بزرگ شدم. هربار که به اصفهان میرفتم (به جلسات آخوندها) احساس تضادم از چنین اسلامی بیشتر میشد… بعد از انقلاب خوب جو سیاسی باز شد و آرزوی من برآورده گردید. هر کتابی میخواستی وجود داشت و من نیز چون تشنهیی که هرچه آب دریا را مینوشد تشنهتر میشود، شده بودم».
شهناز وقتی در جستجوهایش با نام مجاهدین آشنا میشود، درنگ نمیکند:
«بعد از کلاس رفتم دفترشان، از قضا آن روز یک سخنرانی از برادر مسعود گذاشته بود. بدون سختی آرام نشستم و گوش دادم ولی ندایش تا مغز استخوانم اثر کرده بود. سعی کردم مقاومت کنم و احساسم را حتی از خودم پنهان کنم و مطالعه را چاره میدانستم.
شهناز که در آن زمان هنوز دانشآموز بود، در کنار مجاهدین فعالیت را آغاز میکند و هر چه میگذرد و به سرعت پیوندش عمیقتر میشود:
تابستان که به نجف آباد (اصفهان) رفتیم، بازگشتی در آن نبود و من تا آن زمان میزان وابستگیم را به سازمان نفهمیده بودم، دیگر قادر نبودم بدون آنها زندگی کنم
شهناز که برای رسیدن بهاشرف راه سخت و طولانی را طی کرده بود، بهراستی شکرگزار نعمت وصل بود و این را میشد در تمام لحظات زندگی انقلابیش و تمام حرفها و نوشتههایش دید.
«همیشه بهخاطر بودن در زیر چتر رهبری مسعود و مریم سپاسگزار خدای یکتا هستم اگرچه میدانم اگر حتی سلول سلول وجودم زبان بگشایند قادر نیستم پاسخگوی حتی یک دقیقه هدایت و داشتن چنین رهبری را جبران کنم».
روز ۱۹فروردین با اصرار، خودش را به صفوف اول رساند. میگفت میخواهم از خاک اشرف که حریم آزادی و امید مردم ایران است تا آخرین قطره خونم دفاع کنم. شوق پرواز وجودش را پرکرده و سرانجام به عهدش و سوگندش وفا کرد و چون ستارهیی درخشان به کهکشان شهیدان پیوست.
براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران”امضا كنيد
براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران”امضا كنيد
افشاي شهريار اسماعيلي, پادوي وزارت اطلاعات در كرمانشاه
شهريار اسماعيلي پادوي وزارت اطلاعات در كرمانشاه
شهريار اسماعيلي متولد سال 1344 در كرمانشاه؛ يكي از پادوهاي اطلاعات بدنام آخوندي در كرمانشاه است.
يكي از وظايف وي، شركت در شوهاي تلويزيون عليه مجاهدين بر اساس سناريوي بُنجُل وزارت اطلاعات در باره دروغ آخوند ساختة «كردكشي» مي باشد.
حكومت آخوندي كه از حمله و هجوم و كشتار ساكنان اشرف، تاكنون طرفي نبسته و بدنبال به رسميت شناخته شدن موقعيت حقوقي ساكنان اشرف از سوي كميسارياي پناهندگي ملل متحد و تعيين سفير ويژه از سوي اتحاديه اروپا، توطئه هايش را درهم شكسته ميبيند، تمام قوايش را براي لجنپراكني ودروغپردازي عليه اشرف به كارگرفته است.
نمونه يي از لجن پراكني ها و دروغپردازيهاي تكراري آخوندها، برنامه تلويزيوني «پاياني بر پايان» است. اين برنامه، كه ناشي از وحشت ولي فقيه ارتجاع از اشرف است؛ دروغپردازيهاي ساخته و پرداخته در بيت خامنه اي اما از زبان دژخيمان و شكنجه گران و محصولات صنعت «توابسازي» آخوندهاست
شهريار اسماعيلي از جمله پادوهاي رسوا و مفلوك گشتاپوي آخوندي مي باشد كه در اين برنامه به ايفاي نقش مي پردازد.
نمونه ديگر از اين قبيل تلاشهاي مذبوحانه، كه با هزينههاي كلان توسط بخش بزرگي از دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي و اجرايي رژيم آخوندي عليه مجاهدين تهيه شده، سلسله برنامه هايي بود كه طي سال 85 از تلويزيون سحر رژيم پخش گرديد.
واقعيت اين است كه مجاهدين و مقاومت ايران در اوج اعتلا و مشروعيت و محبوبيت داخلي و بينالمللي و ولي فقيه طلسم شكسته در سراشيب اضمحلال و سرنگوني، در انزواي فزايندة بينالمللي و در چنبرة بحرانهاي لاعلاج قرار دارد. و اين همان علتي است كه باعث اين همه بسيج و انرژي گذاري شده و بيانگر مقصد ديكتاتوري ننگين ولايت فقيه يعني زبالهدان تاريخ مي باشد.
مامور دوره گرد وزارت اطلاعات دركرمانشاه واسلام آباد رابشناسيد
مامور دوره گرد وزارت اطلاعات آخوندي
دركرمانشاه واسلام آباد رابشناسيد
بساطعلي مشکين فام
بساطعلي مشكين فام از اهالي اسلام آباد و يكي از عوامل وزارت اطلاعات در كرمانشاه است كه در خدمت دستگاه قتل و جنايت آخوندها عليه مجاهدين و ساكنان اشرف (محل استقرار نيروهاي مجاهدين در عراق) مي باشد.
از مأموريت هاي نامبرده شركت در شوهاي اطلاعاتي در تلويزيون آخوندها، اعزام به اطراف اشرف براي پيشبرد خط ولي فقيه ارتجاع جهت زمينه سازي قتل و كشتار مجاهدين و فشار و شكنجه رواني خانواده ها و هواداران مجاهدين در داخل كشور مي باشد.
ماموربرون مرزي وزارت اطلاعات بساطعلي مشكين فام
درحين ماموريت اطراف اشرف (دوربين به گردن )
مدتي است كه آخوندها كه از اقبال بسيار گستردة جوانان به مجاهدين بسيار نگران و هراسناك مي باشند، به بسيج عظيم به اصطلاح فرهنگي، عليه مجاهدين روي آورده اند تا شكست و ناكامي در قتل عام و نسل كشي مجاهدين را، با اقدامات بهاصطلاح فرهنگي و نوشتن تاريخچة مجعول مجاهدين جايگزين كنند. جديدترين نمونه آن برنامه تلويزيوني موسوم به «پاياني بر پايان» است كه مزدور بساطعلي مشكين فام نيز در آن به فرمودة اربابان اطلاعاتي خود، ايفاي نقش كرده است تا دروغهاي چند دهه گذشته آخوندها را تكرار كند.
گشتاپوي آخوندي در هماهنگي با نيروي تروريستي قدس و كميته سركوب اشرف و زير نظر مركز تروريستي رژيم در عراق (سفارت)، قبلاً بساطعلي مشكين فام را براي اجراي مأموريتهاي محوله به اطراف اشرف گسيل كرده است.
واقعيت اين است كه آخوندها در سراشيب اضمحلال و سرنگوني و در مقابله با اقبال گسترده جوانان به مجاهدين، چاره يي جز توسل به دژخيمان و كارتهاي سوخته و مأموران رسوا و پيشاني سياه براي لجن پراكني و دروغپردازي عليه اشرف و مجاهدين ندارند كه تماماً ناشي از ترس و هراس ولي فقيه ارتجاع از اشرف است. چرا كه رژيم به شدت از گسترش محبوبيت مجاهدين در ايران و افزايش نقش تأثيرگذار مجاهدين و اشرف بر روي پتانسيل انفجاري جامعه وحشت دارد.
کنفرانس مطبوعاتی در پاریس، شاهدان سرکوب و بستگان مجاهدان اشرف، افشای جنایات دیکتاتوری آخوندی
کنفرانس مطبوعاتی پاریس که توسط کمیته بینالمللی حقوقدانان برای دفاع از قربانیان سرکوب در ایران برگزار شد، توسط خانم لگنا دبیر اجرایی این کمیته دفاع از قربانیان سرکوب افتتاح شد مهین صارمی زندانی سیاسی با محکومیت ۱۰سال زندان، همسر و همرزم مجاهد شهید علی صارمی، صادق سیستانی زندانی سیاسی باسابقه ۱۷سال درچنگال دیکتاتوری آخوندی، یزدان افشارپور، با بیش از 6سال سابقه زندان بهخاطر هواداری از مجاهدین و محمود جوشن که چند تن از اعضای خانواده او بهخاطر دیدار از برادرش در شهر اشرف دستگیر و زندانی شده و یک برادرش نیز در سیاهچالهای خامنهای همچنان تحت شکنجه و آزار قرار دارند، از مشاهدات خود از جنایات رژیم در سالهای اخیر و در جریان قیام مردم ایران سخن گفتند.
در این کنفرانس پاتریک بودوئن رئیس افتخاری فدراسیون بینالمللی لیگهای حقوقبشر، وکیل ژیل پاروئل رئیس پیشین کانون وکلای استان والدواز فرانسه و از وکلای مجاهدان اشرف سخنانی ایراد کردند.
بهزاد نظیری عضو کمسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران و از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ نیز ضمن معرفی شاهدان و ادای شهادت در مورد جنایات دیکتاتوری آخوندی از جمله اعدام خواهرش، مجاهد شهید گیتی نظیری به دست دژخیمان خمینی پرداخت. دژخیمان رژیم پدرمجاهدش زنده یاد دکتر یحیی نظیری را نیز در انتقامجویی از فرزندان مجاهدش سالها زندانی کردند و تحت شکنجه قرار دادند.
بهزاد نظیری گفت بسیاری از زندانیان سیاسی مقاوم ایران که به دست دژخیمان خمینی و خامنهای وحشیانه شکنجه شدهاند و شهادتهای تکاندهنده در مورد جنایات قرونوسطایی دیکتاتوری آخوندی دارند، هماکنون در اشرف، کانون امید و الهامبخش خیزشهای مردم ایران هستند که پیش از بهار عربی شکوفاشده و بهرغم سرکوب وحشیانه و اعدامهای روزمره جلادان خامنهای، استبداد دینی در ایران را ریشهکن خواهد کرد.
تلویزیون و. او نیوز فرانسه در گزارشی از کنفرانس مطبوعاتی در پاریس گفت:
خبرنگار: مهین صارمی که توسط رژیم ملاها به 10سال زندان محکوم شده است در ابتدای تابستان از تهران گریخته است. همسرش فرصت نکرد که از ایران خارج شود بعد از ۲۴سال اسارت وی را اعدام کردند به این خاطر که در تظاهرات علیه قدرت حاکم شرکت کرده بود.
مهین صارمی:
هیچوقت حکمش را به ما ابلاغ نکردند. فقط در روزنامهها خواندیم که به مرگ محکوم شده است. ما را از تاریخ اعدام مطلع نکردند. بعد از اعدام هم نتوانستیم جسد همسرم را تحویل بگیریم و مأموران رژیم آن را مخفیانه در یک روستایی در ۴۰۰ کیلومتری تهران خاک سپردند.
خبرنگار: محمود جوشن فعالانه در قیام ۲۰۰۹ با یک شبکه از هواداران شرکت داشت. یک اقدام اعتراضی که منجر به این شده است که برادرش کماکان در زندان باقی بماند.
در یک تصویر غیرحرفهای دیده میشود که عکس ولیفقیه توسط مخالفان پاره میشود. این عمل بهشدت توسط رژیم ملاها مورد سرکوب قرار میگیرد و حکم آن مرگ است. بهرغم سرکوب محمود جوشن صحبت از امید جدیدی به یمن بهار عرب میکند.
محمود جوشن:
من شخصاً شاهد سرکوب بودم. در تظاهرات بهطور فعال شرکت کردم. ما را کتک زدند، گاز اشکآور به ما پرتاب کردند ولی این چیزها باعث ترس مردم نشد و به همین خاطر میگویم که آتش زیر خاکستر است و مردم در هر فرصتی امکان دارد که قیام کنند.
خبرنگار:
بهدنبال تظاهرات علیه انتخاب بحثانگیز محمود احمدینژاد در ۲۰۰۹، فدراسیون بینالمللی حقوقبشر صحبت از دستگیری ۲۰۰۰نفر و صدها نفر مفقود میکند.
پاتریک بودوئن رئیس افتخاری فدراسیون بینالمللی حقوقبشر:
امروز ایران به نسبت جمعیت کشوری است که از همه بیشتر اعدام میکند و این بسیار گویا است. بسیاری دستگیریهای خودسرانه وجود دارد و افرادی در زندانهای ایران در شرایط بسیار سختی قرار دارند و شکنجه و بدرفتاری نیز افزایش یافته است.
ادامه گزارش کنفرانس کنفرانس مطبوعاتی، شاهدان سرکوب و بستگان مجاهدان اشرف، افشای جنایات دیکتاتوری آخوندی که در پاریس برگزار شد
کاترین لگنا :
خانم ها، آقایان، روز بهخیر،
از حضورتان در کنفرانس مطبوعاتی امروز که از سوی کمیته بینالمللی حقوقدانان برای دفاع از قربانیان سرکوب در ایران ترتیب یافته، سپاسگزارم.
اما دلیل دعوتمان از شما برای حضور در کنفرانس امروز کدام است؟ دلیل، یک وضعیت قویاً فوری و اضطراری است. ابتدا بهدلیل افزایش شدید شمار اعدامها. نگرانی در مورد فقدان واکنش از سوی سازمان ملل متحد. گزارش دبیرکل به سازمان مزبور واقعاً نگرانکننده است.
دلیل برگزاری این کنفرانس وضعیت اضطراری موجود است تا مهمترین وجه قضیه یعنی شهادت ایرانیانی را منعکس کنیم که توانستهاند از زندانهای ایران بگریزند. آقای نظیری که عضو اپوزیسیون ایران و خود یک زندانی سیاسی پیشین است، و به همین عنوان اینجا حضور دارد، که خود به معرفی مهمانان کنفرانس میپردازد. سپس امیدواریم بتوانیم سخنان آقای وکیل بودوئن، رئیس افتخاری فدراسیون بینالمللی حقوقبشر را بشنویم که درباره جنبههای حقوقی آنچه که اکنون درسازمان مللمتحد میتواند اتفاق بیافتد، سخن خواهد گفت. در پایان، آقای وکیل پاروئل که چند بار به اشرف سفر کرده درباره فوریت و اضطرار وضعیت اشرف صحبت خواهد کرد.
پاتریک بودوئن، رئیس افتخاری فدراسیون بینالمللی حقوقبشر:
همیشه سخن گفتن پس از شهادتهایی چنین منقلب کننده از وضعیت فردی و خانوادگی تا این حد دردناک، دشوار است. اما من میخواهم در مورد دو موضوع صحبت کنم. اول وضعیت عام حقوقبشر در ایران و بعد وضعیت کمپ اشرف بهطور خاص.
و اما وضعیت حقوقبشر در ایران متأسفانه نه تنها بهبود نیافته بلکه وارد یک فاز وخامت مستمر شده است. و این وضعیت بهشدت نگرانکننده و هشدار دهنده است. بسیار هشدار دهنده است از آن رو که بهدنبال جنبش اعتراضی اجتماعی و قیام در ایران، سرکوبی به غایت وحشیانه در جریان است که، همانطور که میدانید، بهدلیل درگیری بین جناحهای مختلف حکومت ملایان سرکوب شدت مضاعفی پیدا کرده است. هماکنون در ایران شاهد افزایش بیسابقه اعدامها هستیم که در شرایطی بسیار سبعانه صورت میگیرد که اکثراً علنی است با یک هدف مشخص که ترسانیدن و ارعاب مردم است.
این را امروز همه میگویند که رژیم ایران کشوری است که به نسبت جمعیت خود از هر کشور دیگری بیشتر اعدام میکند. یعنی رکورد و جایزه منفوریت از این بابت امروز به این حکومت تعلق میگیرد. البته همانطور که کمی پیش گفته شد، بر اعدامها باید بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، بدرفتاری و شرایط وحشتناک نگاهداری بازداشتشدگان در زندانها را افزود.
اما در مقابل، خوشبختانه شماری از مدافعان و فعالان حقوقبشر در سراسر جهان هستند که ارادهای خللناپذیر برای مداخله و تشدید لحن جهت رساتر کردن فریاد ها و نداها از خود نشان میدهند.
فدراسیون بینالمللی حقوقبشر که من نمایندگی آن را برعهدهدارم، همراه با سازمان جهانی علیه شکنجه همه ساله گزارشی پیرامون نقض حقوق مدافعان حقوقبشر در کشورهای ناقض این حقوق منتشر میکند.
طبعاً در گزارش امسال نیز که بهتازگی منتشرشده، یک فصل کامل به ایران اختصاص یافته و ایران کشوری است که امروز بیشترین مشکلات را بر سر راه فعالان حقوقبشر ایجاد میکند و تقریباً فعالیت را غیرممکن ساخته است.
و اما در مورد کمپ اشرف، طبیعی است که اعلام بستن اشرف نگرانیهای بسیار شدیدی ایجاد کند. هم زمان، مقامات آمریکایی گفتهاند که نظامیان آمریکایی عراق را ترک خواهند کرد. عراق به نظر میرسد در رابطه با کمپ اشرف و ساکنان این کمپ توافقاتی با مقامات رژیم ایران که تحرکاتشان هر روز نگرانی بیشتری ایجاد میکند، انجام داده باشد.
لذا به نظر من باید بر شمار فراخوانها و اقدامات عملی برای یافتن راه کاری برای کمپ اشرف افزود. میدانید که کمیساریای عالی پناهندگان در حال مطالعه این امکان است که ساکنان اشرف بتوانند از استاتوی پناهندگی برخوردار شوند که میتواند به هرحال نوعی حفاظت اضافی ایجاد کند، پس حتماً باید از این استاتو برخوردار شوند، بهخصوص که کاملاً با موقعیت حقوقی واقعی که در این کمپ دارند، انطباق دارد. و علاوه بر آن، نمایندگان کمیساریا و مقامات سازمان ملل باید بتوانند به کمپ اشرف دسترسی داشته باشند. پس باید تمام این مطالبات را با شدت و قدرت هر چه بیشتر مطرح کرد و با حداکثر نیرو فشار آورد. درخاتمه من همچنین براین باورم که، البته گفتنی در این باره بسیار است، اما اگر بخواهم اساس مطلب را بگویم این قضیه پیش از هر چیز مسئولیتش برعهده مقامات آمریکایی است.
پس باید نگاهمان را متوجه ایالات متحده آمریکا کنیم.
و فراتر از ایالات متحده به مقامات ملل متحد، این سازمان جهانی که بهرغم کلیه نواقص، بهترین و مهمترین عنصر تشکیلدهنده جامعه بینالملل و گاه بیان محکم اراده محترم شمرده شدن حقوق و پایاندادن به نقض حقوقبشر است که در اینجا و یا آنجا روی میدهد.
هماکنون فراخوانی به اتحادیه اروپا نیز ضروری است.
اتحادیه اروپا همچنین مکلف است با قاطعیت و قوت هر چه تمامتر در مورد وضعیت کمپ اشرف مداخله کند.
و سرانجام خطاب و فراخوانی به دولت فرانسه که میدانیم تا بهحال رفتاری چندان آبرومندانه و غرور انگیز نداشته است،
و بیشتر دل نگران تجارت و قراردادهای بازرگانی بوده تا وضعیت فعالان حقوقبشر یا مخالفان داخل ایران.
فعلاً گفتار و لحن مقامات فرانسوی قدری تغییر کرده اما لازم است که این تغییر گفتار با تغییر رفتار در عمل بهخصوص در قبال رژیم ایران توأم شود.
کلام آخر اینکه شاید این حرکت نوعی جبران هم باشد، زیرا همانطور که میدانید من یکی از وکلای مجاهدین هستم که در فرانسه تحت تعقیب قرار گرفته بودند و میخواهم بگویم وسیلهای باشد، نه برای پاک کردن گذشته چون گذشته را هیچگاه نمیتوان پاک کرد، بلکه دستکم نوعی جبران آبرومندانه آن تعقیب که به شیوهای کاملاً فضاحتبار در فرانسه علیه این اشخاص به راه انداخته شده بود.
گواینکه به هرحال وجود دارند قضات شجاعی مانند قاضی تحقیق ترویدیک، که قضیه را درک کرد و سرانجام پذیرفت و در حکم نوشت که تمام این بگیر و ببندها و تعقیبها فاقد هرگونه مبنایی بوده است.
پیام تبریک رئیسجمهور برگزیده مقاومت به محمود عباس رئیس دولت فلسطین بهمناسبت تصویب عضویت فلسطین در یونسکو
دولت فلسطین به عضویت کامل یونسکو نهاد علمی و فرهنگی مللمتحد درآمد. در اجلاس یونسکو که در مقر اصلی این نهاد در پاریس برگزار شد، عضویت دولت فلسطین در یونسکو با اکثریت چشمگیر به تصویب رسید.
رئیسجمهور برگزیده مقاومت، خانم مریم رجوی طی پیامی به محمود عباس، رئیس دولت فلسطین، تصویب عضویت فلسطین در یونسکو را تبریک گفت و نوشت: پیروزی کارزار بزرگ جهانی ملت و دولت فلسطین تحت رهبری شما و رأی قاطع جامعه جهانی به نفع عضویت دولت فلسطین در یونسکو را صمیمانه تبریک میگویم. خواهران و برادران مجاهدتان در اشرف، همچنان که زندانیان سیاسی و خانواده شهیدان و اسیران و عموم مردم ایران، خود را در این پیروزی و شادمانی با مردم فلسطین و اسیران و خانواده شهیدانش همراه و سهیم میدانند. خانم رجوی افزود: این پیروزی بزرگ که بهرغم کارشکنیهای گسترده صورت گرفت بدون شک محصول رهبری داهیانه شما در این دوران سخت و سرنوشتساز است. اطمینان دارم که این امر مقدمه پیروزی نهایی و تحقق آرزوی همه خلقهای منطقه یعنی بهرسمیت شناخته شدن کشور مستقل فلسطین و عضویت کامل آن در مللمتحد است. این امر در عین حال یک ضربه بزرگ به فاشیسم دینی حاکم بر ایران است که دجالانه و تحت نام فلسطین تاکنون بیشترین ضربه را به صلح و آرمان فلسطین زده و بیشترین خصومت را در مقابل تشکیل کشور مستقل فلسطین نشان داده است.
Monday, 31 October 2011
براي نجات جان آزاديخواهان تنها 65 روز باقي مانده است
پتيشن ”براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران” را امضاء كنيد.
براي امضاء لايك كافي نيست در سمت چپ پتيشن نام و ايميل خود را وارد كنيد و ”ساين اين” كنيد. نام و ايميل شما مخفي باقي مي ماند.
پارلمان اروپا، استراسبورگ - کنفرانس مطبوعاتی درباره اشرف و فراخوان نمایندگان پارلمان به جامعه جهانی برای اقدام عاجل
روز ۴آبان ۹۰ - ۲۶اکتبر ۲۰۱۱ - کنفرانس مطبوعاتی درباره اشرف و فراخوان نمایندگان پارلمان به جامعه جهانی برای اقدام عاجل توسط نمایندگان 3گروه مختلف سیاسی پارلمان اروپا در استراسبورگ برگزار شد. گزارشی از این کنفرانس مطبوعاتی را در زیر ملاحظه میکنید:
استراون استیونسون، رئیس هیأت رابطه با عراق پارلمان اروپا
خانمها و آقایان،
از حضورتان امروز بعدازظهر تشکر میکنم. اسم من استراون استیونسون هست، من رئیس هیأت رابطه با عراق پارلمان اروپا هستم.
همکار من تونه کلام از گروه حزب مردم اروپایی پارلمان اروپا و سورن سونه گورد از گروه ائتلاف چپ میباشد.
بنابراین ما 3گروه مختلف سیاسی را نمایندگی میکنیم. من این کنفرانس مطبوعاتی را به این دلیل امروز اجرا میکنم تا وضعیت رو به وخامت در کمپ اشرف در شمال عراق را مورد بحث قرار بدهیم.
احتمالاً شما در جریان هستید، آنتونیو گوترز، کمیسر عالی سازمان مللمتحد برای پناهندگان در ژنو، درخواستنامه فردی ۳۴۰۰نفر از ساکنان اشرف را برای پناهندگی دریافت کرده است.
در ملاقاتی که من با او در تابستان داشتم، او گفت که از تمامی امکانات خودش استفاده میکند تا بتواند مصاحبههای فردی که نیاز برای ثبتنام این افراد بهعنوان پناهنده است را انجام بدهد.
او با این حال گفت این واقعیت که آنها برای پناهندگی درخواست کردهاند، باعث میشود از دید سازمان ملل افراد موردتوجه باشند و اینکه نوعی حفاظت به آنها میدهد.
دیروز منبع من در سازمان مللمتحد در عراق به من گفت که نخستوزیر عراق نوری المالکی این هفته اعلام کرده است که او از همکاری با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل امتناع میکند.
هیچ چیزی این را برای من روشنتر از این نمیکند که این موانع توسط خود نخستوزیر عراق بهخاطر فشاری که از تهران میآید برقرار شده و تهران میخواهد ۳۴۰۰مجاهد داخل اشرف از میان برداشته شوند.
لطفاً توجه کنید. ما نیاز داریم که شورای امنیت سازمان ملل از نوری المالکی بخواهد که ضربالاجل آخر امسال تمدید شود، ما نیاز داریم که شورای امنیت سازمان ملل و آمریکاییها برای افراد اشرف تأمین حفاظت کنند و اینکه هر دفعه برای من تکرار نکنید که هر دفعه با یکی از مقامات صحبت میکنم که دولت عراق قول داده که با این افراد طبق قانون بینالمللی و بهصورت انسانی رفتار میکند. ما آن برخورد انسانی که 2بار قبلاً با آنها برخورد شده را دیدهایم.
بنابراین من دارم این هشدار را تکرار میکنم. به آنها حفاظت بدهید. بهخاطر خدا در مورد این خطر بیدار شوید. بارونس اشتون، خواهش میکنم یک بیانیه علنی بدهید و به نوری المالکی بگویید این قابلقبول نیست.
بهعلاوه در بیانیهیی که در خبرگزاری فارس که در ایران به وزارت اطلاعات وابسته است، درج شده، گفته شده که یک کمیته سهجانبه بین ایران و عراق و کمیته بینالمللی صلیبسرخ تشکیل شده است. آنها همیشه میگویند که صلیبسرخ درگیر است. صلیبسرخ بیانیه مطبوعاتی صادر کرده و داشتن نقشی در این را تکذیب کرده است. و این اطلاعیه خبری این هفته ادعا میکند که این جلسه سهجانبه برگزار شد ولی متأسفانه صلیبسرخ شرکت نکرد تا یک چرخشی در آن ایجاد کند و آنها یک طرح ۷مادهیی برای برداشتن افراد از اشرف تا پایان امسال آماده کردهاند و دارند برنامهریزی میکنند که این را چطور به مطبوعات به عامه مردم اعلام کنند. بنابراین این دوباره قاطعانه فاش میکند که تهران است که افسار بغداد را میکشد و به نوری المالکی میگوید چکار باید بکند.
بنابراین من احساس کردم ضروری است که امروز یک کنفرانس مطبوعاتی بگذاریم که این اطلاعات بسیار نگرانکننده را به مردم بدهیم و امیدوارم مطبوعات شروع به توجه کردن بکنند.
تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا
من به همکارم استراون استیونسون میپیوندم. ما یک گروه فراحزبی را نمایندگی میکنیم. فکر میکنم شاید شما بدانید و پرونده حقوقی بسیار روشن است و توسط چندین حکم دادگاه اروپا در لوکزامبورگ تعیینتکلیف شده، استاتوی بینالمللی روشن است و آنچه که بسیار مهم است که تأکید کنیم، این است که دولت عراق با این افراد چطور برخورد میکند. این باید بهعنوان یک آزمایش از مشروعیت، ماهیت دموکراتیک و حاکمیت قانون که در عراق برقرار شده، در نظر گرفته شود. من فکر میکنم بارونس اشتون باید بیانیهیی بدهد که تأکید بکنند این موضوعات باید به هم ارتباط داده شوند. رابطه اقتصادی با دولت عراق و حفاظت از این افراد که تحت حفاظت بینالمللی هستند. بنابراین من از همه ۲۷دولت اتحادیه اروپا میخواهم که عمل کنند نه اینکه فقط ناظر فراخوانها باشند بلکه به دولت عراق فشار بیاورند چون بدون مرتبط کردن رابطه اقتصادی و سیاسی با سرنوشت ساکنان اشرف، فایده زیادی از توجهاتمان نمیبریم. هنوز کمی زمان باقی مانده، ولی باید متحد با همه قدرت اتحادیه اروپا جلو بیاییم و شرمآور است که امروز مطلع شدیم که بعد از همه بحثها طرحی برای هیأت رسمی پارلمان اروپا وجود دارد که از ایران دیدن کنند. هیچ درسی از بهار اعراب گرفته نشده است. جای شرمساری است که ما چنین رابطهیی با رژیمهای دیکتاتوری برقرار میکنیم.
سورن سونه گورد، از هیأترئیسه گروه چپ
بسیار متشکرم. خیلی خلاصه به اطلاعتان برسانم که دیروز ما بیانیهیی صادر کردیم و خواستار لغو ضربالاجل که توسط دولت عراق برای بستن کمپ اشرف معین شده، شدیم. و البته ما از بارونس اشتون، اتحادیه اروپا و کشورهای عضو میخواهیم که این ضربالاجل را محکوم کنند و همینطور از سازمان مللمتحد میخواهیم که یک نمایندگی دائمی در داخل کمپ بگذارد تا برای ساکنان تأمین حفاظت کند. ما این بیانیه را دیروز مطرح کردیم و از دیروز بیش از ۱۲۰نماینده پارلمان اروپا از همه گروههای سیاسی، امضا کردهاند. بنابراین این علامت آن است که نسبت به این آگاهی وجود دارد. این یک موضوع حزبی و سیاسی نیست. این یک موضوع واقعاً انساندوستانه است که حمایت فراحزبی از پارلمان اروپا را دارد. البته ما برای جمعآوری حمایت بیشتر از این ادامه خواهیم داد و امیدواریم که این تأثیرگذار باشد. متشکرم.
استرون استیونسون، رئیس هیأت رابطه با عراق پارلمان اروپا
همزمان محاصره اشرف ادامه دارد، ۳۰۰بلندگو بدون وقفه مشغول هستند که در زمینهای اطراف سیاج کار گذاشتهاند. ۲۴ساعته مشغول فریاد کردن تهدیدها و تبلیغات هستند.
ممنوعیت تأمین میزان مناسب دارو و دسترسی به مراکز مناسب پزشکی برای افرادی که در طول قتلعام ۸آوریل مجروح شدند و برای آنها که شدیداً بیمار هستند و تعدادی از آنها در اثر مستقیم آن فوت کردند. از فوریه امسال اجازه ورود بنزین به کمپ داده نشده و این هفته ما ممنوعیت ورود نفت چراغ به کمپ را داشتیم درحالیکه به سمت هوای سرد پیش میرویم. نفت، سوخت اساسی برای گرمایش در کمپ است. بنابراین یک محاصره شدید ادامه دارد و هر بار هر تماسی در سطح دیپلوماتیک بوده است، به آنها گفته میشود ما بهصورت انساندوستانه و بر اساس قانون بینالمللی با همه افراد اشرف برخورد میکنیم که یک دروغ بسیار بزرگ است و این یک رسوایی مطلق است که ما عقب بنشینیم و اجازه دهیم عراق از آن شانه خالی کند و همانطور که تونه کلام گفت، نه تنها به ایران اجازه دهیم در این امور دخالت کند بلکه هیاتی بفرستیم که با ملاها در تهران صحبت کند. این معادل فرستادن هیاتی به برلین برای دیدن هیتلر در ۱۹۳۹ است. این واقعاً رسواییبرانگیز در این مجلس است.
آیا سوالی هست؟
ری، از تلویزیون آر.سی.آر.اچ: شما پیشتر گفتید که احساس میکنید، افراد به سمت یک سربرنیتسای دیگر میروند. اینطور که شما برایتان مطرح است، آیا به همین صورت برای کاترین اشتون و آمریکاییها هم واضح است؟ چرا برای آنها اولویت نیست؟
استرون استیونسون: من فکر میکنم دلایل متعددی برای آن وجود دارد بعضاً اینکه آمریکاییها میخواهند از فاجعهیی که در عراق بر جای مانده، بیرون بروند. من خودم در ماه آوریل بعد از کشتار آنجا بودم، کشور روزی ۶ساعت برق دارد، دسترسی محدود به آب تازه، اقتصاد کاملاً درهمشکسته است، از نظر بینالمللی بهعنوان دومین کشور فاسد در دنیا بعد از سومالی معرفی شده است و آمریکاییها سعی میکنند به همه بگویند که این نمونه درخشان از دموکراسی است، اینکه بهار عرب در همدلی با آن برخاست و سعی کرد آنچه در عراق اتفاق افتاده را تکرار کند. خدا به داد همه کشورهای دیگر در خاورمیانه برسد، چنانچه سعی کنند آنچه در عراق اتفاق افتاده را تکرار کنند. سرشار از خشونت است. تنها بخشی از عراق که ۱۰درصد رشد اقتصادی داشته، کردستان است که عملاً مرزشان را با ۱۳۰هزار پیشمرگه با عراق بستهاند. آنها ورود بمبگذاران یا تروریستها را متوقف میکنند. بقیه عراق سرشار از خشونت است. امنیت وجود ندارد و بسیاری از افراد حتی در پارلمان عراق به من گفتند در زمان حاکمیت صدام، اوضاع بهتر بود. ما آزادی نداشتیم ولی حداقل امنیت داشتیم، کار داشتیم، برق داشتیم و آب پاک داشتیم. بیکاری حالا در سطح بسیار گسترده است. بنابراین آمریکاییها میخواهند از همه این درهمریختگیها در بروند و آنها در پایان امسال این کار را میکنند و وانمود میکنند که یک دموکراسی کارآمد بر جای گذاشتهاند که نمونه عالی برای سایر جهان است. این مسخره است و این چیزی است که ما باید افشا کنیم.
سونه سونه گورد: البته اجازه دهید اضافه کنم ما علایم مثبتی هم دیدهایم. یعنی این واقعاً یک علامت مثبت است که بارونس اشتون یک فرستاده ویژه برای این محل تعیین کرده است. این مثبت است ولی باید بگوییم با تهدیدهایی که متوجه ماست، ما باید باز هم بیشتر کار کنیم. مشکل اینجاست. به این دلیل ما در این بیانیه خواستار اقدام فوریتر از طرف همه از جمله بارونس اشتون شدهایم.
استیونسون: بله من از انتصاب ژان دورویت که بسیار ضروری است، حمایت میکنم که علامت بسیار خوبی است از اینکه نماینده عالی در امور خارجی چقدر این موضوع اشرف را جدی میگیرد. همینطور درگیر شدن کمیسر عالی پناهندگان آنتونی گوترز، یک عنصر کلیدی در همه این ماجراست، ولی آن لحظهیی که سعی میکنیم بحران را حل کنیم، با موانعی مواجه میشویم که توسط دولت عراق گذاشته میشود.
استیونسون: سؤال دیگری هست؟
بسیار خوب، از حضور شما بسیار متشکرم. امیدوارم این کنفرانس بتواند آنچه در عراق دارد اتفاق میافتد را برملا کند و بتوانیم یک اقدام سریع در سطح بینالمللی، هم در نیویورک و هم در بروکسل، ببینیم.
متشکرم.
Subscribe to:
Posts (Atom)















